ساحتهای اخلاق در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر رویکرد حکومت دینی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
2 دانشآموختۀ دکتری حقوق عمومی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2019.244024.1005518چکیده
جمهوری اسلامی ایران بر مبنای نظریهای دینی شکل گرفت و قانون اساسی آن نیز بر پایههای مفاهیمی دینی مانند توحید، عدالت، امامت و معاد تدوین شد. از سوی دیگر قانون اساسی بستر تنظیم نهادهای بنیادین و ارزشهای اولین و تضمینکننده آزادیهای شهروندان است. هرچند در نگاه اول قانون اساسی سندی حقوقی محسوب میشود و دارای کارکردهایی از جنس هنجارهای قانونی است، شاهد حضور و بروز آموزههای اخلاقی (که اغلب از جنس آموزههای اخلاقی در دین هستند) در این سند برتر هستیم. این آموزهها هم بهعنوان شروطی برای زمامداران تلقی و هم تحدیدی بر صلاحیت آنان محسوب میشود و هم معیاری برای ارزیابی زمامداری. در این مقاله برآنیم تا با رویکردی اخلاقی، هم به اصل فلسفۀ وجودی قانون اساسی و هم به اصول مندرج در آن نگاهی بیفکنیم و نشان دهیم که آموزههای اخلاقی هم بهطور صریح و هم غیرصریح در قانون اساسی جاری بوده و بهعنوان پشتوانهای در درون آن ساری است و حتی میتوان تفسیری اخلاقی از نهادهایی مانند قانون اساسی و تفکیک قوا بیان کرد.