تطبیق و نقد رویکرد فخر رازی و استیس به زبان دینی
نویسندگان
1 استادیار، گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpht.2019.268060.1005607چکیده
مطالعۀ تطبیقی رویکرد فخر رازی و استیس به زبان دینی، حاکی از این بوده که در حیطۀ روششناسی، تأکید آنها بر روش عرفانی و شهود دینی است. در حوزۀ توجیه باورهای دینی، رویکرد مبناگرایانه به گزارههای دینی داشتهاند. استیس کل دین را برابر با عرفان و ورای عقل و نطق و متناقضنما دانسته است. در حالیکه فخر رازی تنها بخشی از دین را بیانناپذیر و زبان ناظر به آن را حقیقی پنداشته است. به همین نحو ایمان دینی و تلقی از وحی، از منظر آنها نیز تفاوت دارد. در حوزۀ نقد و ارزیابی اینگونه است که در دیدگاه استیس، علاوه بر تناقض درونی، دو عالم مادی و غیرمادی جدا و در عرض هم تصور شدهاند. رویکرد استیس دارای لوازمی چون ایمانگرایی، غیرشناختاری بودن زبان دینی، بینیازی انسان از وحی و ... است. اما فخر رازی روش ایمانگرایانه- عقلگرایانه به زبان دینی داشته و با تحلیل اسما و اوصاف الهی با دو رویکرد سلبی و ایجابی، انسان را نیازمند وحی دانسته است. از اینرو دیدگاه فخر رازی نسبت به استیس در حوزۀ زبان دینی، کاملتر محسوب میشود.