تبیین و نقد ماهیت زبان دینی از نگاه فیلیپس

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفۀ اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.270149.1005616
چکیده

فیلیپس از ناشناختارگرایان در خصوص باورهای دینی است. او با طرح ایدۀ مغالطۀ تعالی زبان دینی معتقد است که این زبان واجد خصوصیت غیرارجاعی بودن و غیرتوصیفی بودن و جدا بودن وجود واقعی از وجود منطقی در گزاره‌هایش است. در این مقاله نشان می‌دهیم که توصیفی بودن زبان دینی در نظام فکری وی به این معناست که در زبان دینی هیچ‌گاه نباید جدا از متن دینی، اثبات وجود خدا و سایر شاخص‌های دینی انجام پذیرد، زیرا نحوۀ زندگی دینی منشأ انتزاع معنا و وجود این باورهاست. از نظر فیلیپس صحبت کردن از خدا و سایر موضوعات دینی، دارای ارجاع به متعلق خود هستند. اگرچه این متعلق امری خارجی نیست، بلکه تحقق‌یافته در نحوۀ زندگی مؤمنان است. او توصیفی و ارجاعی بودن زبان دینی را در محدودۀ نحوۀ زندگی دینی می‌پذیرد و البته همین امر مهم‌ترین نقطۀ تمایز وی با دیگر فیلسوفان دین تحلیلی است. از همین‌رو برخی فیلسوفان تحلیل زبانی در حوزۀ فلسفۀ دین، انتقادهای زیر را به دیدگاه او مطرح کرده‌اند: الف) عدم صحت تمایز میان وجود منطقی از وجود واقعی پیرامون خداوند؛ ب) نفی واقعیت عناصر دینی بر اساس مبنای پوزیتویستی فیلیپس؛ ج) عدم اثبات ناتوانی زبان عرفی در صحبت کردن از امور ماورایی.