بررسی تطبیقی مبانی انسانشناختی علوم انسانی غربی با اسلامی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری مدرسی معارف اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی، قم، ایران
2 دانشیار گروه شیعهشناسی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2019.250218.1005534چکیده
مطالعۀ انسان بهعنوان موضوع محوری علوم انسانی و پرداختن به مبانی انسانشناختی بهمثابۀ اساسیترین پیشنیاز تحول و تولید علوم انسانی اسلامی ضرورت و اهمیت دارد. پارادایمهای رایج در علوم انسانی غربی با محوریت اصالت انسان، هر کدام توصیف خاصی از ماهیت انسان دارند. مکتب اثباتی با نگاه شیءانگارانه و مکانیکی به انسان، مکتب تفسیری با رویکرد اصالت معنایی و تمرکز بر فهم کنشهای اختیاری انسان و مکتب انتقادی با اعتقاد به آزادی انسان و حاکمیت جبرهای تاریخی و اجتماعی محیط انسان را تعریف میکنند. در مقابل در رویکرد اسلامی، انسان موجودی با فطرت و سرشت الهی، دوبعدی، مختار و دارای منزلت و کرامت ذاتی است، منزلتی که در طول خدامحوری معنا مییابد. برآیند مبانی انسانشناختی پارادایمهای رایج در علوم انسانی، نگاه تجربی و مادیگرایانۀ غرب به انسان است که حاکی از اختلاف ذاتی و ماهوی آن با مبانی اسلامی در خصوص انسان است.