مقایسۀ گفتمان ارسطو، افلاطون و سقراط در اقبالنامه براساس رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان. اصفهان. ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان. اصفهان. ایران
doi
10.22124/naqd.2024.25521.2506چکیده
یکی از نکات برجسته در آثار نظامی آن است که شخصیتهای هر منظومه براساس ویژگیهای فردی خاص خود سخن میگویند؛ بهگونهایکه میتوان از شیوۀ سخن گفتن آنها به ابعاد شخصیتشان پی برد. این مقاله اقبالنامه را از این منظر تحلیل کرده است. زمانی که اسکندر از سه حکیم خود ارسطو، افلاطون و سقراط درخواست تنظیم خردنامه میکند، هریک متناسب با موقعیت و جایگاه و ویژگی فردی خود خردنامهای برای پادشاه ترتیب میدهند. در این پژوهش کوشش شدهاست تفاوتهای گفتمان این سه حکیم براساس مدل سهبعدی فرکلاف تحلیل شود. نظریۀ فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی میشود. سطح توصیف تحلیل یک متن در قالب لغات، نحو، نظام آوایی یا سطوح بالاتر از یک جمله است. در سطح تفسیر محتویات متن براساس ذهنیت مفسر یا دانش زمینهای ارزیابی میشود و به دو بافت بینامتنیت و موقعیت تقسیم میشود. تبیین گفتمان را بهعنوان یک فرایند اجتماعی بررسی میکند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که منطق گفتوگو و تنظیم خردنامۀ افلاطون با ظرافت و براساس ارزیابی جایگاه و موقعیت پایین خود نسبت به پادشاه تنظیم شده است. درحالیکه گفتمان ارسطو و سپس سقراط در سطح تحکم و فرمان دادن است. شیوۀ سخن گفتن ارسطو بهگونهای است که خود را همپایۀ پادشاه میبیند و سقراط نیز مقام و جایگاه خود را در مواردی فراتر از پادشاه میشمارد؛ بهگونهایکه از دستور دادن به پادشاه و یا استفاده از الفاظ تحقیرکننده ابایی ندارد.