امکان‌سنجی اثبات‌پذیری گزاره‌های دینی با تأکید بر مبناگروی کلاسیک

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکدۀ الهیات، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

2 دانشجوی سطح 4، مرکز مطالعات اسلامی، حوزۀ علمیۀ قم، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.238783.1005488
چکیده

یکی از اصلی‌ترین مباحث فلسفۀ دین بدون کمترین تردید، بحث اثبات‌پذیری گزاره‌های دینی است. در این بحث به امکان‌سنجی اثبات گزاره‌های دینی بر اساس بنیان‌های عقلی به‌گونه‌ای که ارضاکنندۀ حس حقیقت‌طلب انسان باشد، پرداخته می‌شود. دسته‌ای از مخالفان عقل‌گرایانی هستند که به‌نظر می‌رسد قصد دارند، بساط ایمان را به بهانه ارزش عقل جمع کنند و عده‌ای ایمان‌گرایانی که ایمان را فوق طور و مقام عقل می‌دانند و بخشی هم پوزیتویست‌هایی که معیار معناداری یک گزاره را تجربی بودن آن می‌دانند. در مقابل عده‌ای با مصلحت‌سنجی یا با اختیار مبناگرایی سنتی یا معرفت‌شناسی اصلاح‌شده، به‌عنوان مبنای معرفت‌شناختی خود، در تلاش برای اثبات گزاره‌های دینی هستند. یقین بالمعنی الاخص متاع ارزشمندی است که هر گروهی برای امکان یا عدم امکان رسیدن به آن استدلال می‌کند و بر این اساس مدعی اثبات‌پذیری یا عدم اثبات‌پذیری گزاره‌های دینی می‌شوند از میان روش‌های مذکور، روش مبناگرایی با رویکرد کلاسیک مدعی تأمین این غایت قصوی است. در این پژوهش مدعیات هر یک از انظار مختلف و نقدهای وارد بر آن بررسی و تلاش شده است تا تحقق چنین معرفتی در حیطۀ گزاره‌های پیشینی دینی را نه‌تنها ممکن، بلکه واقع و محقق‌شده نشان دهد.