بازماندگیِ شیعیان اندونزی از مشارکت در فرآیند و ساختار قدرت سیاسی‌

نویسندگان

1 استادیار روابط بین‌الملل، گروه تاریخ دانشگاه اراک

2 دانشیار روابط بین‌الملل،گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

doi
10.22067/ijip.v8i2.86121
چکیده

اندونزی ازجمله کشورهای مسلمان جنوب شرق آسیاست که در دهه­های اخیر، پیشرفت قابل‌توجهی در عرصه­های اقتصادی و سیاسی داشته است. این پیشرفت امروزه در عرصه سیاسی به شکل فعالیت گروه‌های مختلف در قالب احزاب و جناح­های سیاسی در فرایند تصمیم­گیری­ها در این کشور دیده می­شود. سؤال اصلی این است که چرا شیعیان اندونزی در روند تغییر جایگاه سیاسی‌اجتماعی خود، ناکام بوده و نتوانسته­اند نقش و جایگاه سیاسی مناسبی در این کشور پیدا کنند. در راستای پاسخ به سؤال مطرح شده، بر مبنای ادغام دو نظریه بسیج سیاسی و ساختار فرصت سیاسی می‌توان این فرضیه را بیان نمود که پنج مؤلفۀ جمعیت پراکنده همراه با ضعف بنیه اقتصادی شیعیان، رهبران متفرق و غیرسیاسی، ایدئولوژی حاکم و انسداد سیستم سیاسی، سازمان ناکارآمد و عدم دسترسی به متحدان متنفذ و عدم استفاده سیاسی از فرصت رسانه‌ای، نقش مهمی در بروز این وضعیت داشته است. یافته­های پژوهش نیز نشان می­دهد جمعیت شیعیان اندونزی پیوستگی جغرافیایی لازم، سازمان­هایی با رویکرد هم‌افزا و بسیج­کنندگی، ایدئولوژی پویا و مؤثر و رهبرانی با دغدغه­های اجتماعی‌سیاسی نداشته و ندارد. شیعیان این کشور از فرایند مشارکت در قدرت بازمانده­اند. مقاله از روش توصیفی و شیوه کتابخانه‏ایِ گردآوری و تحلیل داده‏ها بهره‌مند است.