بازنمایی «لکه»، با تکیه بر وجه استعاری «چشم» و «نگاه خیره» در رمان شهری که زیر درختان سدر مرد

نویسندگان

1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22124/naqd.2024.26475.2550
چکیده

دستاوردهای «ژک لکان» در زمینۀ روان‌کاوی ساختاری، انقلاب بزرگی در حوزۀ نقد پسامدرن به وجود آورده است. «نگاه خیره» و «چشم» ‌از ایده‌های کلیدی لکان به‌شمار می‌رود. به عقیدۀ او نگاه خیره میل ناممکن ناخودآگاه را می‌نمایاند؛ درحالی‌که چشم ماهیت بصری دارد و به خودآگاه اشاره می‌کند. امکان مرئی شدن شیء در زیر نگاه خیره، «لکه»‌ای را در نظم تصویری برجای می‌گذارد. لکه هر‌لحظه تصویر را به کام خود می‌کشد و سوژه را مضطرب می‌کند. از میان نویسندگان ایرانی آثار خسرو حمزوی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. فهم جایگاه این نویسنده بدون بررسی رمان شهری که زیر درختان سدر مرد، از منظر روان‌کاوانه میسر نخواهد شد. هدف از نگارش مقالۀ حاضر تحلیل رمان یادشده با به‌کار‌گیری نظریۀ لکان و با محوریت مفاهیم «نگاه خیره»، «چشم»، «ابژۀ مفقود»، «دیگری بزرگ»، «همان‌انگاری» و «لکه» است. طبق نتایج به­دست­آمده شخصیت «جریر» در قالب ابژۀ تماشا کارگزاری مشابه «ابژۀ مفقود» دارد. نگاه سوژۀ کیان به دنبال چیزی می­گردد که در ورای تصویر گمشده است؛ ولی تصویر در زیر نگاه جریر به لکه مبدل می‌شود. رمان یادشده به­لحاظ پیچیدگی روانی شخصیت‌ها قابلیت بررسی از جنبه‌های روان‌کاوانه را دارد و نظریۀ لکان الگوی مناسبی برای بررسی این اثر است.