ساحت ایدئولوژیک دلالتهای زبانیروایی رمان همسایهها: وجهیتنماها و نزاع گفتمانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسیِ دورۀ مشترک دانشگاه کردستان و دانشگاه سلیمانیه، سلیمانیه، عراق.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
doi
10.22124/naqd.2024.26652.2554چکیده
رمان همسایهها با رویکردی رئالیستی به قصد بازنمایی/ مقبولنمایی دانایی/ باور حزبی به روایت درآمده است. همین امر سبب شده است که نشانهگشایی از آن مستلزم درک نزاع گفتمانی متنی و وجهیتنماهای برسازندۀ آن باشد. در این نوشتار نزاع گفتمانی مندرج در رمان همسایهها با تکیه بر سه نوع وجهیتنمای اسم، صفت و قید دلالتیابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان میدهد که ماهیت ایدئولوژیک موضوع بازنمایی و ضرورت تحول سوژۀ داستانی ملازم آن به سطحبندی جریان پیرنگ انجامیده است، بهطوریکه روند روایت را میتوان به سه دورۀ پیشاقهرمانی، قهرمانی و تثبیت قهرمانی تقسیم کرد. با وجود چهار دسته مشارک/ خصم گفتمانی در دورۀ پیشاقهرمانی، وجهیتنماها بیشتر در خدمت بازنمایی نوعی رخوت و انجماد فکری، شغلی و عاطفی حاکم بر فضای دربردارندۀ سوژهها ازجمله خالد شخصیت اصلی و راوی-کنشگر داستان است. در دورۀ قهرمانی تخاصم جدی میان سوژههای حزبی و حاکم در میگیرد و هر سه دستۀ وجهیتنماها اعم از اسم، صفت و قید همسو با موضع مؤلف پنهان متن در خدمت مثبتنمایی مبارزات سوژههای حزبی و منفینمایی دستۀ حاکم قرار میگیرد. در دورۀ آخر هم تمامی مصائب خالد و همراهانش در زندان بویژه تحمّل انضباط/ تعذیبها، مقابله با تمسخر و حرکت روبهجلو بهمثابه نشانگان تثبیت قهرمانی و مشروعیت آنان فرض شده است. بااینوصف روایت در دو خط سیر طولی -هر دوره نسبت به دورۀ قبل- و عرضی –تقابل درزمانی سوژههای حزبی و حاکم- با تکیه بر انواع وجهیتنما درصدد مشروعیتبخشی به واقعیت برساخته پیرامون باور حزبی است، حتی در مواردی متن دچار بیانهزدگی و شعارگویی میشود.