محوریت نظام نمادشناسی افلاطون در بازخوانی هستیشناختیِ ارتباط موجودات با خدا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران
2 دانشیار، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران
3 دانشیار، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران
doi
10.22059/jpht.2019.249039.1005530چکیده
افلاطون واژۀ نماد را به صورت آشکار در مباحث فلسفی خود بهکار نبرده است، اما با تدقیق در آثار وی بر اساس اصل حکایتگری نماد از امر نمادینهشده و نوع نگاه وی به هنر و اثر معرفتی آن، میتوان به معنای نماد در تفکر فلسفی وی پی برد. اهمیت نظریۀ ایده که مرکز ثقل نظریههای هستیشناسی افلاطون است، در مفهومشناسی نماد نقش محوری ایفا میکند، بهطوری که رابطۀ نماد و امر نمادینهشده بر پایۀ رابطۀ سایه یا تصویر با اصل و بهرهمندی سایه از اصل استوار است. تدقیق در معنای بهرهمندی نیز معنای ظهور را دربر دارد که اساس ارتباط نماد و امر نمادینهشده محسوب میشود. بنابراین تحلیل معنای نماد در مستندات افلاطون مؤید این مطلب است که در مراتب جهان هستی نیز روابط نمادین حکمفرما هستند؛ چنانکه محسوسات نماد ایدهها و ایدهها نماد اصل خیر (خدای نظام فلسفی افلاطون) هستند. این پژوهش با ابتنای بر روش تحلیلی - توصیفی و واکاوی آثار افلاطون، جایگاه خدا در هستی و نوع روابط موجودات با او را، با محوریت نظام نمادین تبیین میکند و آشکار میشود که خدا اصل وحدتی است که هیچگاه نماد چیزی قرار نمیگیرد و شناخت و توصیف ذات او، صرفاً از طریق شناخت نمادها حاصل خواهد شد.