تحلیل رابطۀ انسان و خدا در دین زرتشتی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی

نویسندگان

1 استادیار، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.256594.1005558
چکیده

یکی از مسائل مهم در حوزۀ تحقیقات دینی، تبیین ماهیت و کیفیت رابطۀ انسان و خداست، به‌ویژه که در بسیاری از ادیان، سعادت نهایی انسان در گرو برقراری ارتباط صحیح با خداوند دانسته می‌شود. در این زمینه، آیین زرتشتی با رویکرد خاصی که به خدا، نظم عالم، جایگاه هستی‌شناختی انسان و اخلاقیات دارد، دیدگاه پیچیده‌ای در این خصوص دارد و به جوانب مختلفی دربارۀ رابطۀ انسان و خدا پرداخته است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل رابطۀ بین انسان و اهوره‌مزدا و با تأکید بر متون اوستایی و پهلوی در صدد پاسخگویی به چیستی و چگونگی این رابطه است. از این جنبه، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با مطالعۀ کتابخانه‌ای سامان یافته است. با توجه به یافته‌های پژوهش، می‌توان گفت که در آموزه‌های زرتشتی، مهم‌ترین نوع رابطۀ بین انسان و خدا، رابطۀ وجودشناختی و تکوینی محسوب می‌شود. در بستر چنین رابطه‌ای است که انسان باید نسبت معرفتی خود با خدا را قوام بخشد و در چارچوب دیانت زرتشتی، پرستش خداوند و زیستن بر طبق قواعد راستین دین را سرلوحۀ زندگی خود قرار دهد تا بتواند آن‌گونه نسبتی را با خداوند برقرار کند که هم مؤید اَشه/aŝa (نظم راستین و اهورایی عالم) هم سبب زوال اهریمن و هم موجب سعادت اخروی فرد مؤمن باشد. بنابراین، می‌توان گفت که در آموزه‌های آیین زرتشتی آن‌گونه که در متون اوستایی و پهلوی ظهور و بروز یافته است، رابطۀ تشریعی و سعادت‌شناختی/ فرجام‌شناختی انسان با خدا، در ذیل رابطۀ وجودشناختی/ تکوینی معنا پیدا می‌کند.