قلمرو کوچ‌نشین و فضای بیابان در ایران: تحلیلی از بازنمایی زندگی ایلی در اثر آموزگار سرزمین عشایر

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، گروه مترجمی زبان انگلیسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22034/jsnap.2026.579444.1137
چکیده

مقدمه: رمان «آموزگار سرزمین عشایر» اثر  دانیال نیری با تمرکز بر زیست کوچ‌نشینی در ایران، بازنمایی متفاوتی از قلمروهای سیال، فضای بیابانی و زندگی ایلی ارائه می‌دهد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی چگونگی بازنمایی فضا، حرکت و قلمرو در این اثر ادبی است.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل نحوه بازنمایی قلمرو کوچ‌نشین، نقش فضای بیابان در شکل‌دهی به هویت ایلی و تبیین رابطه میان جابه‌جایی، سازمان اجتماعی و تعامل با ساختارهای بیرونی در رمان مورد نظر است.روش­شناسی تحقیق: این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه خوانش متنی رمان انجام شده و از دیدگاه‌های آناتولی خازانوف و اثر نظری او عشایر و دنیای بیرون برای تحلیل مفهوم کوچ‌نشینی، قلمرو و رابطه آن با ساختارهای اجتماعی استفاده کرده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش ناظر بر فضاهای بیابانی و زیست‌بوم‌های کوچ‌نشینی ایران است که در رمان بازنمایی شده‌اند و به‌ویژه بر مناطق ایلی و مسیرهای کوچ تمرکز دارد.یافته­ ها و بحث: نتایج نشان می‌دهد که بیابان فضایی کنش‌مند و زیسته است که در شکل‌دهی به هویت و سازمان اجتماعی نقش دارد. قلمرو ماهیتی سیال دارد و از طریق حرکت و مسیرهای کوچ تعریف می‌شود. حرکت نیز به‌عنوان اصل سازمان‌دهنده زندگی ایلی، بنیان شکل‌گیری هویت و نظم اجتماعی است. همچنین رابطه انسان و طبیعت درهم‌تنیده بوده و تعامل با ساختارهای بیرونی در قالب تقابل میان «ثبات» و «سیالیت» بازنمایی می‌شود.نتیجه­ گیری: در مجموع، این پژوهش نشان می‌دهد که رمان مورد بررسی، کوچ‌نشینی را نه صرفاً یک سبک زندگی، بلکه به‌عنوان شیوه‌ای از سازمان‌دهی فضا و هویت بازنمایی می‌کند. در این چارچوب، بیابان نقش کلیدی در شکل‌گیری تجربه زیسته ایلی و مفهوم قلمرو ایفا می‌کند و خوانشی نو از زندگی کوچ‌نشینی در ادبیات معاصر ارائه می‌دهد.