گردشگری پایدار و نقش آن در حفظ فرهنگ عشایر رضوانشهر

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت جهانگردی، دانشکده میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22034/jsnap.2026.579659.1138
چکیده

مقدمه: گردشگری پایدار به عنوان ابزاری نویدبخش برای توسعه اقتصادی-اجتماعی و حفاظت از میراث فرهنگی در مناطق مختلف شناخته شده است. جوامع عشایری، با ساختار فرهنگی غنی و سبک زندگی منحصربه‌فرد خود، پتانسیل قابل توجهی برای جذب گردشگری فرهنگی و پایدار دارند. با این حال، توسعه نامتوازن گردشگری می‌تواند تهدید جدی برای اصالت هویت فرهنگی این جوامع محسوب شود. این پژوهش به بررسی تعامل پیچیده بین هویت فرهنگی جامعه عشایری رضوانشهر و توسعه گردشگری پایدار در این منطقه می‌پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، تبیین رابطه بین ابعاد مختلف هویت فرهنگی عشایر رضوانشهر و مؤلفه‌های گردشگری پایدار (اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی) در این جامعه است. به طور خاص، این مطالعه به دنبال شناسایی چگونگی تأثیرگذاری مؤلفه‌های هویت فرهنگی بر جذابیت مقصدی گردشگری پایدار و همچنین بررسی نقش عوامل حمایتی و مشارکتی در تعادل‌بخشی به این رابطه و حصول اطمینان از پایداری بلندمدت منافع گردشگری برای جامعه عشایری است.روش‌شناسی پژوهش: روش‌شناسی این پژوهش (کیفی) خواهد بود. گردآوری داده‌ها از طریق ابزارهایی چون مصاحبه‌های عمیق با اعضای جامعه عشایری، نخبگان محلی، و مسئولین نهادهای مرتبط، پرسشنامه، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک مرتبط صورت خواهد پذیرفت. داده‌های کیفی از طریق کدگذاری و تئوری زمینه­ای مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت.قلمرو جغرافیایی پژوهش: این تحقیق در منطقه جغرافیایی عشایر رضوانشهر انجام شده است. این منطقه به دلیل برخورداری از ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی خاص جوامع عشایری، به عنوان بستر مطالعاتی این پژوهش انتخاب شده است.یافته‌ها و بحث: یافته‌ها نشان می‌دهد گردشگری پایدار در جامعه عشایری رضوانشهر بر نه مقوله کلان استوار است که ابعاد فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی را به‌صورت هم‌زمان دربر می‌گیرد. در این میان، تقویت هویت فرهنگی و حفظ میراث ناملموس در کنار توانمندسازی اقتصادی، به‌عنوان دو محور مکمل، نقش بنیادینی در پایداری ایفا می‌کنند. همچنین، صیانت از شیوه‌های زیست سنتی، دانش بومی و سرمایه اجتماعی، به تداوم ساختارهای درونی جامعه عشایری کمک می‌کند. از سوی دیگر، حفاظت از محیط‌زیست و حفظ کالبد سنتی، بُعد عینی پایداری را تقویت می‌نماید. در نهایت، مدیریت محلی و حکمرانی مشارکتی به‌عنوان پیش‌شرط تحقق این ابعاد، بنیان اجرایی مدل نهایی پژوهش را شکل می‌دهد.نتیجه‌گیری: گردشگری پایدار، با رویکردی برنامه‌ریزی‌شده و مبتنی بر مشارکت جامعه محلی، ابزاری مؤثر برای حفظ و تقویت فرهنگ، معیشت و هویت جامعه عشایری رضوانشهر است. این رویکرد به بازنمایی میراث ناملموس، بهبود اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست و تقویت سرمایه اجتماعی کمک کرده و در نهایت به توسعه متوازن و پایداری فرهنگی این جوامع یاری می‌رساند. تحقق این امر نیازمند سازوکارهای مدیریتی و نهادی مناسب است.