نقد جامعهشناسانۀ رمان رؤیای تبت فریبا وفی براساس الگوی پیر و. زیما
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22124/naqd.2024.26493.2551چکیده
در آغاز قرن بیستم، زنان نویسنده تلاش کردند تا از طریق نوشتن، نحوگریزی و گسیختگی در زبان، ساختارهای شکلگرفتۀ مردسالارانه را بشکنند و زن را از ابژه به سوژه تبدیل کنند. بنابراین، در ادبیات معاصر میان زبان و نوشتار زنانه ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. رؤیای تبت اثر فریبا وفی را میتوان بازترسیمی از جامعۀ زمان وی دانست. در رویکرد جامعهشناسی زیما، زبان نقش پررنگی در بازترسیم پدیدههای اجتماعی دارد. جستار حاضر، با انجام بررسی سوسیوکریتیک در حوزۀ نقد ادبی، به تحلیل متن که دربردارندۀ ایدئولوژی معین و گفتمان اجتماعی (سوسیولکت) زنانه و نیز تأثیر متقابل آنها بر واژه، معنا و نحو میپردازد. از دیدگاه زیما محتوا و فرم اثر در یک سمتوسو قرار میگیرند و بدین ترتیب متن ادبی همانند یک نشانه در نظر گرفته میشود که دربردارندۀ دال و مدلولهای بسیار است. در حوزۀ واژگانی گفتمان خاص متن از خلال دوقطبیهای معنایی کلمات و مفاهیم کلیدی نمایان میشود. این گفتمان حوزۀ واژگانی مرتبط با شرایط اجتماعی-زبانشناختی میسازد تا جایی که زبان همانند مؤلفه ارتباطی میان متن و دوقطبیهای معنایی عمل میکند که در تضاد با طبقهبندیهای معنایی جامعۀ مردسالار قرار میگیرد. در رؤیای تبت، ایجاد تقابلها و دوقطبیهای معنایی و مفاهیم جدید که نتیجۀ دوگانگی و تزلزل ارزشها و ثمرۀ دگرگونیهایی است که وضعیت اجتماعی به وجود آورده است، به جایگاه نامطمئن و بیثبات راوی منتهی میشود و بدین ترتیب سوژه مورد تردید قرار میگیرد.