شعریت در هنر مفهومی: استعاره، آشنایی‌زدایی و خودارجاعی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22124/naqd.2024.26274.2540
چکیده

هنر مفهومی گونه­ای نوین از هنرهای تجسمی است که با قواعد و موازین زیباشناختی مرسوم هنر نمی­توان آن را سنجید. این گونه از هنر تجسمی، علیه موازین زیباشناختی پیش از خود می­شورد و با روحِ شدیداً انقلابی و عصیانگرانۀ خود مفاهیمی مثل زیبایی، فرم و ماده را از خود دور می­کند. بدین ترتیب این سؤال مطرح می­شود که در نبودِ زیبایی، فرم و ماده، چه عاملی باقی می­ماند که به مدد آن بتوان هنر مفهومی را همچنان در قلمرو هنر نگه داشت و آن را نوعی از هنر دانست؟ این نوشتار نشان خواهد داد که در نبودِ مؤلفه­های مرسومِ هنرهای تجسمی، هنر مفهومی به­سوی نوعی از هنرهای زبانی- روایی میل می­کند و عنصر شعریت را در خود فعال می­کند. بااین­حال آنچه از شعریت در هنر مفهومی می­بینیم، به تعریفِ مرسوم و معهودِ شعر نیز هیچ ارتباطی ندارد، بلکه به مکانیسم­هایی مرتبط است که در سطح بسیار کلان شعریت را ایجاد می­کنند؛ از آن جمله می­توان به استعاره، آشنایی­زدایی و خودارجاعی اشاره کرد که شواهد حضور هریک از آنها در هنر مفهومی در این مقاله نشان داده شده است.