تحلیل سپهر نشانه‌ای شعر «در آستانه»‌ احمد شاملو بر اساس نظریۀ یوری لوتمان

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22124/naqd.2023.23960.2441
چکیده

«سپهر نشانه‌ای» اصطلاحی ابداعی در نظریۀ یوری لوتمان است و بر فضای انتزاعی محصوری دلالت دارد که نشانه‌ها تنها درون آن معنا می‌یابند. آنچه درون مرزهای این سپهر قرار می‌گیرد واجد فرهنگ و نظم درونی است و خارج از آن فضای فرانشانه‌ای یا غیرنشانه‌ای را تشکیل می‌دهد که دچار بی‌نظمی و آشوب است و نشانه-معناشناسی در آن تعریف‌پذیر نیست. لوتمان معتقد است بر اثر سازوکارهایی همچون طرد و جذب در مرزها، سپهر نشانه‌ای همواره در حال تغییر است. «در آستانه» از احمد شاملو شعر بلندی است که در اواخر عمر او سروده شده است و جمع‌بندی فلسفی و اعتقادی او را در خصوص زندگی، مرگ و وضعیت پس از مرگ در خود جای داده است. در مقالة حاضر با به‌کارگیری نظریة نشانه‌شناسی فرهنگی لوتمان به تحلیل سپهر نشانه‌ای این اثر پرداخته شده است. تحلیل‌های انجام­شده نشان می‌دهد شاملو عناصر متافیزیکی را از سپهر نشانه‌ای طرد کرده، مرز تمایز خود با طبیعتِ غیرانسانی را پررنگ نموده و با تهی کردن سپهر نشانه‌ای از عناصر طبیعی و فراطبیعی، میدان را برای محوریت یافتن نقش انسان و برجسته نمودن جایگاه او مهیا کرده است.