از گریزان بودن ادبیات نوجوان از نقد و نظریهپردازی به ناگزیری از آن: ارائه چارچوبی برای نقد و نظریه درونزاد ادبیات نوجوان
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش و پرورش، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2023.25198.2491چکیده
هدف از مقالۀ حاضر ارائۀ چارچوبی برای نقد و نظریۀ درونزاد ادبیات نوجوان است که برای این ادبیات هویتی مستقل از ادبیات کودک و بزرگسال قائل باشد و در راستای استقلال این ادبیات گام بردارد. ازاینرو محقق «نظریۀ خود دیالوجیک» هوبرت هرمنز را در همزیستی با نظریههای روانشناسی و آرای فلسفی درباب نوجوانی که با این نظریه همسو هستند چارچوبی مناسب برای تحقق این هدف میداند. ازاینجهت که ارائۀ نقد و نظریۀ درونزاد ادبیات نوجوان، نخست، مستلزم فهم مفهوم نوجوانی و شناسایی مسئلۀ نوجوانی است، در گام اول تلاش شده است به فهمی از مفهوم و مسئلۀ نوجوانی دست یابد و در گام بعد به رهیافتهای این همزیستی برای نقد و نظریۀ ادبیات نوجوان بپردازد. یافتهها نشان میدهند نوجوان در این پرتو، وجودی دیالوجیک و چندصدا است و مسئلۀ ادبیات نوجوان نیز بازتاب صداهای نوجوانی، دیالوگ و چندصدایی وجودی نوجوان است. صداهایی که با یکدیگر تحت فرآیند دیالکتیکی حرکت میان نیروهای تمرکزگرا و تمرکززدا در میدان پرتنش «خود» درحال دیالوگ هستند و به رشد «خود» نوجوان منجر میشوند. این همزیستی برای مسائل نظری ادبیات نوجوان ازجمله چیستی این ادبیات و تفاوت آن با ادبیات کودک و همچنین نقد متون ادبیات نوجوان با رهاوردهایی همراه است که موردبحث قرار میگیرند.