مراقبت زنانه و ملاحظات زیستمحیطی در شعر «دلم برای باغچه میسوزد»
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2023.24667.2468چکیده
بحران محیط زیست و به دنبال آن افزایش دغدغههای زیست محیطی موجب شکلگیری نظریههای تازه در حوزۀ اخلاق زیستمحیطی شد که هدف آن لحاظ کردن حقوق ناانسان در ملاحظات اخلاقی بود. یکی از این نظریهها اکوفمنیسم بود که همزمان دغدغههای جنسیتی و زیستمحیطی را لحاظ میکرد و میان زن و زمین و رفع سلطه بر این دو ارتباطی معنادار میدید. در هر سه تعامل تجربی، مفهومی و معرفتشناسانه در این رویکرد زنان نسبت به مردان به طبیعت نزدیکترند، ازاینرو هم نسبت به تخریب محیطزیست حساسترند و هم از تخریب محیط زیست بیشتر آسیب میبینند. فروغ فرخزاد بهعنوان یک زن در شعر «دلم برای باغچه میسوزد» حساسیت بیشتر زنان را در مقایسه با مردان نسبت به مرگ باغچه روایت کرده است. در این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی به خوانش اکوفمنیستی این سروده میپردازد، نوعی نسبت میان عوامل و دلایل بیتوجهی و بیعملی شخصیتهای این روایت نسبت به مرگ باغچه با عوامل و دلایل بیتوجهی نسبت به بحران محیط زیست در سطح کلان ملتها و دولتها یافته و تبیین شده است. نتایج بهدستآمده حاکی است عوامل اصلی بیتوجهی گفتمان مردانة انسانمحوری، نگرش دروننسلی، منافع اقتصادی، مسابقۀ تسلیحاتی و جنگ و یأس فلسفی است. همینطور در گفتمان زنانه باوجود حساسیت آنها نسبت به تخریب طبیعت، باورهای خرافی و به دنبال آن راهحلهای نادرست، پرداختن به زیست مصنوعی و فاصله گرفتن از طبیعت میتواند مانع کنشگری آنها در این زمینه باشد. درعینحال لحاظ کردن اخلاق مراقبتی زنانه در ارتباط با طبیعت میتواند زنان را در پیشگیری و نیز جلوگیری از تخریب بیشتر محیط زیست پیشتاز و مؤثر سازد.