مکانمندی و استیلای مکان بر شخصیّت های روایی در «عزاداران بَیَل»

نویسندگان

1 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22124/naqd.2023.24842.2472
چکیده

یکی از کارکردهای مکان روایی آماده­‌سازی بستری برای تشریح ماهیت و ویژگی‌های شخصیت است. گزینش چگونگی ارائۀ مکان، صحنه‌پردازی، جنبه‌های خاص شخصیت‌ها و نوع روایتگری خواننده را به درک زیرلایه‌های متن هدایت می‌کند. مقالۀ حاضر به چگونگی تبلور مکان و پیوند آن با شخصیت در مجموعه داستان به­‌هم­‌پیوستۀ عزاداران بیل از غلامحسین ساعدی اختصاص دارد. شیوۀ تحلیل و بررسی اثر بر اساس روایت­‌شناسی ترکیبی، به معنی بهره­‌گیری از آرای نظریه‌پردازان حوزۀ روایت، انجام شده است. بررسی مکان روایی در این اثر نشان می‌دهد که فاعلیت مکان نفوذ و تأثیر پایدار خود را بر همۀ ارکان داستان­ها به­جا گذاشته است. روستای بیل مکان کلان متن و بستری برای زیست شخصیت‌های داستانی است که برای نشان دادن سلطه و نفوذ مکان بر فضای روانی- عاطفی و فضای روایی فراهم شده است. قرار گرفتن بیل در کانون روایت هشت داستان متضمن وجه نمادین مکانی است که مرهون ابداع هنری نویسنده است. شخصیت‌ها در امتداد مکان قرار گرفته‌ و به جزئی از آن استحاله یافته‌اند. مکان بیل برای احیای خود هر بار از میان شخصیت‌های بی‌عمل، تسلیم و درمانده قربانی می‌گیرد؛ و خواننده در فرآیند خوانش، نقش مکمل در بازآفرینی صحنه و شخصیت را ایفا می کند.