تحلیل سفرنامۀ خسی در میقاتِ جلال آل احمد از منظر ژئوپوئتیک

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیان فارسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.22124/naqd.2024.25468.2503
چکیده

ژئوپوئتیک رویکرد جدیدی است به فضا (مکان) در ادبیات که کِنت وایت، نویسنده، شاعر، فیلسوف و گردشگر اسکاتلندی در دهة 90 میلادی مطرح کرد. این رویکرد نقدی به فضا در ادبیات برخلاف نظریۀ «بوطیقای فضا»ی «گاستون باشلار» و «نقد جغرافیایی» «وستفال»، علاوه­ بر توجه ویژه به مکان­‌ها و توصیف آنها، به رابطۀ عمیق انسان و زمین و همچنین احساسات و عواطفی که از رابطۀ این دو به وجود می‌آید و تفکر انتقادی نویسنده به مکان­‌ها، می­‌پردازد. این پژوهش به روش تحلیل محتوا، با توجه به نقش مهمی که سفرنامه­‌ها به مکان می­دهند ازیک­سو، و فضای معنوی حاکم بر سرزمین وحی که منجر به انفعالات روحی و فکری جلال آل­احمد داشته است از سوی دیگر، به تطبیق مؤلفه­‌های نظریۀ ژئوپوئتیک بر سفرنامۀ خسی در میقات پرداخته است. نتایج به­‌دست­آمده از این پژوهش حاکی از آن است که عناصر مهمی از نظریۀ ژئوپوئتیک همچون فرهنگ، مکان، زمین، زبان شاعرانه، فلسفه، عرفان و گره­خوردگی احساسات با مکان به طرق مختلفی در این اثر در هم تنیده شده­‌اند و همگی در شکل­گیری خوانش ژئوپوتیکی سفرنامه نقش دارند. نویسنده در خسی در میقات برخلاف دیگر آثار رئالیستی، تنها به توصیف صرف مکان اکتفا نمی­‌کند بلکه این توصیفات را با نگاهی عرفانی و فلسفی پیوند می­زند به­‌طوری­که احساسات نویسنده با فضاهای داستان گره می­خورد و با تفکری انتقادی نسبت به داشتن جهانی بهتر به توصیف مکان­‌ها می­‌پردازد.