مروری بر تحول ساختارهای سیاسی و اقتصادی جوامع کوچنشین در ایران با تأکید بر جامعۀ آغازایلامی در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم پیشازمیلاد
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد ورامین، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران
2 استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/jsnap.2025.540058.1121چکیده
مقدمه: جامعۀ عشایری و کوچنشین، همواره یکی از پویاترین و بنیادینترین ابعاد حیات اجتماعی در فلات ایران محسوب میشود؛ ابعادی که از دوران پیشازتاریخ تا تاریخی، نقشآفرینی بیبدیلی در تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این سرزمین داشتهاند.هدف پژوهش: این پژوهش با نگاه باستانشناختی و با تمرکز ویژه بر هزارۀ چهارم قبلازمیلاد، به بازخوانی سیر تحول جامعۀ عشایری ایران و تبیین جایگاه آن در ساختار سیاسی و اقتصاد عصر آغازایلامی میپردازد. پژوهش حاضر، نشان خواهد داد که کوچنشینان نهتنها در مدیریت منابع و مبادلات اقتصادی نقش کلیدی داشتند، بلکه در شکلگیری ساختارهای قدرت محلی و منطقهای ایفای نقش کردهاند.روششناسی پژوهش: روش پژوهش در این نوشتار، نظریۀ دادهبنیاد از نوع کیفی و با رویکرد کتابخانهای مبتنیبر روش تاریخی-تحلیلیِ یافتههای باستانشناختی خواهد بود. در این پژوهش با طرح شکلگیری جوامع کوچنشین و عشایری ایران در دامنهها مختلف زاگرس و فلات ایران؛ با بهرهمندی از نظریات محققینی چون: فرانک هول، جان آلدن، ویلیام سامنر، عباس علیزاده، پیشینۀ و تحولات جوامع کوچرو مورد بحث قرار میگیرد.قلمرو جغرافیایی پژوهش: درمجموع، این پژوهش با برجسته ساختن نقش جوامع عشایری ایران پیشازتاریخی تا آغازتاریخی (طی هزارۀ چهارم پیشازمیلاد) از مناطق شمالی دامنههای مختلف زاگرس تا جنوبغرب ایران، بر بازنگری در فهم سنتی از منشأ و پویایی مناسبات قدرت و اقتصاد تأکید میورزد و روشن میسازد که بدون فهم ژرفتر از جایگاه و تحولات این جوامع، تحلیل تاریخ جوامع عشایری کهن، ناقص باقی خواهد ماند.یافته ها و بحث: تحلیل دادههای باستانشناسی حاکی از آن است که جامعۀ کوچنشین آغازایلامی، مبتنیبر ساختاری سیال، انطباقپذیر و شبکهای بود که ظرفیت تعامل و رقابت با جوامع یکجانشین و دولتهای نوبنیاد را فراهم میساخت؛ این ساختار سیال، همزمان زمینۀ شکلدهی به اقتصادهای پیچیده و روابط مبادلهای با مناطق دوردست را مهیا و بستری برای بالیدن سازوکارهای سیاسی و قدرت در عرصههای محلی و فرامنطقهای را فراهم میآورد.نتایج: پیدایش جامعۀ عشایری در ایران به تحولات عمیق زیستمحیطی و اقتصادی دورۀ نوسنگی بازمیگردد و درنهایت با توسعۀ الگوهای سکونتِ چندمکانی، تخصص در دامداری و افزایش سهم دام در اقتصاد خانوار، سرعت بیشتری یافته و در هزارۀ چهارم تا سوم پیشازمیلاد، بهویژه در حاشیۀ دشتهای خوزستان و دامنههای زاگرس، تحرکپذیری و کوچنشینی به الگوی غالب بدل میشود.