مقایسۀ کتابهای تصویری «درخت بخشنده» و «دنیا بدون درخت»: با رویکرد بومگرا
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، ادبیات کودک و نوجوان، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2023.22303.2370چکیده
رویکرد بومگرا پلی میان ادبیات و علوم زیستمحیطی است. علت انتخاب درخت بخشنده اثر سیلورستاین و دنیا بدون درخت اثر دهریزی بهعنوان موضوع پژوهش این است که هر دوی آنها کتابهای کودک، تصویری، دارای درونمایهای تلویحاً زیستمحیطی و موتیف مشترک درختاند. با توجه به اینکه درخت بخشنده از آثار کلاسیک ادبیات کودک جهان به شمار میآید؛ لذا متن مناسبی برای بررسی آثار مشابه در سایر ملل است. پژوهش حاضر به روش تحلیلیـ توصیفی، اشتراکات و افتراقات بازنماییهای عناصر زیستمحیطی را در آثار مذکور با رویکرد «بومشناسی ژرف» و «اکوفمینیسم» مورد مداقّه قرار میدهد. بومشناسی ژرف را آرِن ناس، فیلسوف نروژی، در تقابل با «بومشناسی سطحی» مطرح کرد. بومشناسی ژرف، درک رابطۀ بین هویت و طبیعت را در گرو یکیانگاریِ خود با چرخۀ بزرگتری موسوم به «خودِ بومشناختی» میداند. اکوفمینیسم با یکیانگاری جایگاه زن و طبیعت در نظام مردسالار، نظریۀ «خودِ بومشناختی» را به بیتوجهی به نقش جنسیت در شکلگیری بحرانهای زیستمحیطی متهم میکند. این مقاله در پی پاسخ به چگونگی بازنمایی عناصر زیستمحیطی و برهمکنش دوگانۀ انسان و طبیعت در داستانهای فوقالذکر است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد، بازنمایی بومشناختیِ غالب در دنیا بدون درخت همراستا با بومگرایی ژرف و در تقابل با اکوفمینیسم است و در درخت بخشنده، همراستا با اکوفمینیسم.