از شوق تا چالشهای پایدار: روایت زیسته معلم از آموزش در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری کهگیلویه و بویراحمد
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665. تهران. ایران.
2 دانشآموخته کارشناسی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665. تهران. ایران.
3 استادیار گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665. تهران. ایران.
doi
10.22034/jsnap.2025.544685.1123چکیده
مقدمه: در حالی که سیاستها و برنامههای درسی در سطح کلان طراحی میشوند، اجرای آنها در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری با موانع سیستمی و چالشهای منحصربهفرد متعددی که اغلب در گفتمان آموزشی اصلی نادیده گرفته میشوند؛ همراه است. این چالشها نه تنها بر نتایج آموزشی، بلکه بر زندگی حرفهای و شخصی معلمانی که به عنوان عاملان تغییر هستند، تأثیر گذار است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، کاوش عمیق در چالشهای آموزش و پرورش در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری استان کهگیلویه و بویراحمد از طریق روایت زیسته یک معلم است. با تکیه بر این تجربه دست اول، این گزارش به دنبال ارائه درکی جامع و چندبعدی از موانع پیش رو و همچنین فرصتهای پنهان در این محیطهای آموزشی است. روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش روایتپژوهی انجام شده است؛ این رویکرد برای ثبت و تحلیل داستانهای زندگی افراد و درک عمیق از پدیدههای انسانی بسیار مناسب است. دادهها از طریق تأملات و خاطرات شخصی یک معلم که طی سالهای تحصیلی 1395-1394 تا ۱۴۰۴-۱۴۰۳ هجری شمسی در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری کهگیلویه و بویراحمد مشغول به تدریس بود، گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت؛ این فرآیند شامل چندین مرحله کلیدی بود: ابتدا، دادهها به دقت واکاوی شدند تا یک آشنایی عمیق با محتوا حاصل شود؛ سپس، کدهای اولیه برای بخشهای معنادار متن تولید شدند. در مرحله بعد، این کدها برای شناسایی الگوهای گستردهتر (مضامین) دستهبندی شدند. در نهایت، مضامین اصلی تعریف و نامگذاری شدند تا به طور منسجم، یافتههای پژوهش ارائه شوند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچنشینان، استان کهگیلویه و بویراحمد مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها و بحث: یافتههای پژوهش در قالب سه مضمون اصلی شامل "چالشهای شخصی و حرفهای معلم"، "موانع ساختاری و زیرساختی" و "موانع فرهنگی و اجتماعی" دستهبندی شده و جزئیات پیامدهای هر یک تشریح شده است. نتایج نشان میدهد که چالشها به صورت سیستمی و درهمتنیده عمل میکنند و رفع آنها نیازمند رویکردی چندوجهی است که از بهبود زیرساختها فراتر میرود. در نهایت، بر اساس این تحلیل، راهکارهایی برای سیاستگذاران، متولیان تربیت معلم و خود معلمان ارائه شده است. نتایج: این مطالعه بر نقش محوری معلم به عنوان واسطه فرهنگی و اجتماعی تأکید میکند و ضرورت حمایتهای همهجانبه برای ارتقاء کیفیت آموزش در مناطق محروم را برجسته میسازد.