متن شناسی: ساختارزدایی دریدا از شناخت شناسی
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه جدید و معاصر غرب گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی دانشگاه مازندران . بابلسر. ایران
doi
10.22124/naqd.2023.22953.2405چکیده
فیلسوفان و اندیشمندان از دیرباز مفاهیم و روشهای مرتبط با شناختشناسی را در قالب رویکردهای مختلف مورد تأمل قرار داده اند. کانون چالشهای معطوف به این حوزه، پرسش از ماهیت ذهن و عین و همچنین نحوۀ ارتباط میان آنهاست. این مسائل منجر به دو جریان کلی و بسیار متنوع ایدئالیسم و رئالیسم شده است. رویکرد ساختارزدایی همچون سلف خود یعنی رویکرد ساختارگرایی در بنیاد، رویکردی معرفتشناختی است. ساختارگراها مفهوم ساختار را برای عبور از دوگانۀ ذهن و عین مطرح کردند. ساختارزدایی به وجهی سلبی و ایجابی، رابطهای همهجانبه با ساختارگرایی برقرار کرد. در تفسیر ارائه شده از این رابطه در این مقاله، ساختار در ساختارگرایی، به متن در ساختارزدایی تبدیل میشود. با این تفاوت که متن صلبیت ساختارها را ندارد و به طریقی سیال به حیات خویش ادامه میدهد. متن بهمثابه یک کل همواره در حال شدن، دوگانۀ ذهن و عین را مرتفع میکند.