نقد جامعه شناسانۀ سرمایه های زنان در رمان قصه تهمینه محمد محمدعلی بر اساس نظریۀ انواع سرمایۀ پیر بوردیو
نویسندگان
1 . دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا
2 اعضو هیئتعلمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا (س)
3 عضو هیئتعلمی پژوهشکدۀ مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22059/jsal.2014.53607چکیده
این مقاله بر نقد جامعهشناسانۀ رمان معاصر تمرکز دارد. راهنمای نظری این پژوهش ایدۀ انواع سرمایۀ پیر بوردیو است. بوردیو بر این باور است که نظریۀ سرمایۀ اقتصادی مارکس مبادلات را به نوع تجاریِ آن تقلیل میدهد؛ در حالی که توضیحدادن ساختار و کارکرد جهان اجتماعی بدون در نظر گرفتن سرمایه در تمام شکلهایش امری محال است. در پرتو این نظریه با بررسی انواع سرمایههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و نمادین و قدرتی که از این راه برای زنان حاصل میشود، به بازنمایی جایگاه آنان در رمان قصۀ تهمینه، اثر محمد محمدعلی، میپردازیم و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و روایتشناسی به این نتیجه میرسیم که در فضای اجتماعی این رمان هیچ سرمایۀ متقارنی برای زنان وجود ندارد. آنان فقط با تکیه بر یک بُعد از سرمایهشان، در میان خود، به تخاصم آشکار و پنهان میپردازند؛ در همین محیط برای جایگیری در قدرت منازعه میکنند و به فرادست و فرودست تقسیم میشوند. بنابراین، اگرچه در فضاهای خرد زنانه مادرانی با «قدرت پدرانه» میبینیم، در فضای کلان اجتماعی سرمایههای تثبیتشده، کلان، و گسترده متعلق به مردان است و زنان قصه، حتی تهمینه، در جوار آنها حاشیهای بر متن تلقی میشوند. به این ترتیب، متن به نوعی آگاه یا ناخودآگاه در بازتولید فرادستی مردان و فرودستی زنان در عرصهها تجربهای عینی و کلیدی بهدست میدهد.