بررسی کلیشه‌های جنسیتی در آثار داستانی جلال آل‌احمد

نویسندگان

1 . دانشیار دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز

2 . پزشک و دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه مازندران

doi
10.22059/jsal.2014.53609
چکیده

با تحولات اجتماعیِ صورت‌گرفته در جوامع بشری، اساس تفکر مردسالارانه مورد تردید و پرسش قرار گرفته و وضعیت زنان دستخوش تحولات اساسی شده است. از تحولات صورت‌گرفته در وضعیت زنان حضور آن‌ها در صحنه‌های گوناگون اجتماعی و به‌عهده گرفتن نقش‌هایی فراتر از نقش‌های فیزیکی است که جامعۀ کهن در قرون و اعصار گذشته به آن‌ها تحمیل کرده و در صدد تداوم آن است. اما به رغم تغییرات آشکاری که با تلاش زنان در این زمینه صورت گرفته است، تفکر مردسالار هنوز در مقابل تغییر جامعه به سوی برابری جنسیتی مقاومت می‌کند و در بسیاری از عرصه‌ها، همچون عرصۀ فرهنگ، نمی‌خواهد به واقعیت‌های جدید تن در‌دهد. در ادبیات داستانی معاصر ردپای تفکرات مردسالارانه و نگاه برتری‌جویانة مردان به زنان دیده می‌شود. در بعضی از آثار داستانی، خصوصیات زنان و نقش‌های آن‌ها از کلیشه‌‌‌ها و تصورات قالبی متابعت می‌کند که با واقعیت زندگی زنان متفاوت است. ادبیات داستانی با نقش مهم و انکارناپذیری که در انتقال فرهنگ و جامعه‌پذیری در هر جامعه‌ای دارد، در صورتی که حامل کلیشه‌های جنسیتی باشد، می‌تواند به بازتولید و استمرار تفکری منجر شود که زنان را جنس دوم و موجودی صرفاً جنسی می‌بیند و خواهان به‌انقیاد کشاندن آن‌ها در سطوح متفاوت حیات فردی و اجتماعی است. این تحقیق به آثار یکی از نویسندگان معروف و تأثیرگذار ایران ـ جلال آل‌احمد ـ از منظر مسئلۀ زنان و کلیشه‌های جنسیتی می‌پردازد.