تحلیل کرونوتوپ خانه در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم اثر زویا پیرزاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر؛ دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر؛ دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران
2 استادیار فلسفه هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر؛ دانشگاه هنر تهران، تهران ایران
doi
10.22124/naqd.2022.20769.2283چکیده
این مقاله قصد دارد به این مسئله اساسی پاسخ دهد که چگونه کرونوتوپ بهعنوان ابزار تحلیل متن امکانهای جدیدی را به روی تأویلگر میگشاید. مفهوم کرونوتوپ که اساساً ناظر به پیوستار زمان و مکان در ادبیات و هنر است، بر این حقیقت استوار است که زمان و مکان صرفاً مقولات زمانی و مکانی قلمداد نمیشوند، بلکه دلالتمندند و دارای ارزشهایی که به آنها پیوستهاست. این نوشتار بر پایه روشی توصیفی- تحلیلی در دو بخش تنظیم شدهاست. در بخش نخست عناصر اساسی شبکه مفهومی شکلدهنده ساختار بحث میخاییل باختین درباره کرونوتوپ تشریح و تعریف میشود. در بخش دوم نیز ایده کرونوتوپ خانه که با تکیه بر آراءِ باختین ابداع شدهاست، در بررسی رمان چراغها را من خاموش میکنم اثر زویا پیرزاد بهکار بسته خواهد شد. ذیل کرونوتوپ مذکور (بهعنوان کرونوتوپ بنیادی داستان)، کرونوتوپهای اتاق پذیرایی و آشپزخانه که در پیوند معناداری با کرونوتوپ خانهاند نیز بررسی خواهند شد. درضمن نشان داده خواهد شد که در طرح داستان و نیز تفسیر آن، کرونوتوپ خانه با کرونوتوپهای مهم آستانه و دیدار برهمکنشی معناساز برقرار میکند؛ همچنین کرونوتوپ خانه با مهیاساختن فضایی سازگار برای وقوع رویدادها، طرح داستان، برونفکنی ذهنیات و احوال درونی شخصیتها را آشکار میسازد و این رویدادها به یاری نشانههای زمانی است که امکان و مجال بیان مییابند.