سنجش ظرفیت سازگاری بهره برداران عشایری در مواجهه با تغییرات اقلیمی ( منطقه مورد مطالعه: مراتع قشلاقی شهرستان دشتستان استان بوشهر)
نویسندگان
1 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
4 گروه ترویج و آموزش کشاورزی پایدار، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
5 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
doi
10.22034/jsnap.2025.515065.1115چکیده
مقدمه: تغییرات اقلیمی یکی از چالشهای بزرگ قرن بیستویکم است که تأثیرات گستردهای بر جوامع انسانی و اکوسیستمها دارد. یکی از گروههایی که بیشترین آسیب را از این تغییرات متحمل میشوند، بهرهبرداران مرتع مانند عشایر و دامداران سنتی هستند. مراتع نقش اساسی در حفظ تنوع زیستی، تأمین علوفه دام و تثبیت خاک دارند. اما تغییرات اقلیمی موجب کاهش کیفیت و کمیت پوشش گیاهی، افزایش فرسایش خاک و کاهش ظرفیت تولید مراتع شده که چالشهای جدی برای معیشت عشایر ایجاد کرده و ظرفیت سازگاری آنها را تحت تاثیر قرار داده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، سنجش ظرفیت سازگاری بهرهبرداران عشایری در مواجهه با تغییرات اقلیمی در منطقه قشلاقی شهرستان دشتستان واقع در استان بوشهر است. روششناسی تحقیق: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی انجام شده است. دادهها از طریق پرسشنامه و مصاحبههای نیمهساختاریافته از نمایندگان بهرهبرداران عشایری جمعآوری شدند. جامعه آماری شامل عشایر منطقه دشتستان (20000 نفر) بود. حجم نمونه پژوهش شامل 79 نفر از شوراهای عشایری دوره پنجم طوایف رحیملو و شش بلوکی از ایل قشقایی میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند و به صورت نمونه کامل میباشد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش منطقه قشلاقی شهرستان دشتستان در استان بوشهر است. این منطقه در جنوب ایران واقع شده و از نظر اقلیمی، دارای آبوهوای گرم و خشک است. مراتع این منطقه از نظر تأمین علوفه دام برای جوامع عشایری اهمیت زیادی دارند چرا که در طول زمستان به چرای دامهای خود در این منطقه میپردازند. یافته ها و بحث: نتایج پژوهش نشان داد بهرهبرداران منطقه قشلاقی بیشترین تاثیر تغییرات اقلیمی را در«کمبود بارشها» «کمآب شدن و خشک شدن منابع آب سطحی» و «کاهش پوشش گیاهی» درک کردهاند، در حالی که عواملی مانند «تغییر در زمان و مکان بادها» و «ظهور حشرات و آفات جدید» کمترین اهمیت را از نظر آنها داشتهاند. همچنین با در نظر گرفتن وضعیت خیلی ضعیف(عدد1) تا خیلی خوب(عدد5)، میانگین ظرفیت سازگاری بهره برداران در بعد اقتصادی 76/1، اجتماعی 14/2، زیرساخت 34/2، دانش 41/2 و دولت 2 بوده و میانگین کلی ظرفیت سازگاری نیز 13/2 میباشد که نشان دهنده ظرفیت سازگاری متوسط این جامعه در مواجهه با تغییرات اقلیمی میباشد. نتایج: پژوهش نشان داد که برای بهبود ظرفیت سازگاری عشایر منطقه قشلاقی، باید بر افزایش حمایتهای مالی و فنی دولت، توسعه زیرساختهای اساسی، بهبود دسترسی به منابع اطلاعاتی و آموزشی و تقویت تنوع اقتصادی بهرهبرداران تمرکز شود تا تابآوری آنها در برابر تغییرات اقلیمی بهبود یابد.