بررسی پیامدهای اجتماعی و فرهنگساز مدیریتگرایی نهاد دولت در رهگذر فلسفۀ دولت دینی
نویسندگان
1 استاد؛ پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد؛ پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2018.122626.1005246چکیده
در اواخر سدۀ بیستم دولتها برای حل مشکلات مختلفی که با آنها روبهرو بودند، به سبک جدیدی از مدیریت دولتی روی آوردند که با عناوینی مانند مدیریتگرایی و مدیریت دولتی نوین شهرت یافت. اما زمان زیادی نگذشت که انتقادها به این روش مدیریت دولتی نیز وارد شد و مشخص شد که سبک مدیریت دولتی مبتنی بر فلسفۀ اقتصادی بازارمحور و شیوههای مورد استفاده در بخش خصوصی، نهتنها ادعاهای اولیه خود را برآورده نمیکند و تعارضهایی در آن وجود دارد، بلکه پیامدهای ناگواری نیز بههمراه دارد که ناشی از فلسفۀ اصلی مدیریتگرایی یعنی اقتصاد سرمایهداری است. بنای اصول رفتاری بر اساس اقتصاد بازارمحور و قبول ارزشهای فلسفی این سبک مدیریت توسط دولت و دولتمردان، بهناچار آنها را مبلغ و نماد همان باورها و پیشفرضها خواهد کرد که در تعارض آشکار با اهداف و گزارههای دولت دینی است. روش تحلیل مقاله استفادۀ گسترده از متون موثق در خصوص موضوع و مطالعه کتابخانهای وسیع برای شناخت اصول بنیادین اصول مدیریت دولتی نوین و مقایسۀ تحلیلی آن با اصول دولت دینی است. از طرفی پیشفرضها و پیامدهای تشکیل دولت دینی نیز با استفاده از مطالعۀ کتابخانهای وسیع تحلیل شده است. در پایان محقق سعی کرده است که با استفاده از روش تحلیلی و نگاه از منظر فلسفۀ دولت دینی پیامدهای فرهنگساز مدیریتگرایی را برشمرد و نشان دهد که استفاده از اصول غیردینی مستتر در سبک مدیریت دولتی نوین هرچند غیرعمدی باشد، شاید اثرات مخربی و دینگریزانه را در جامعه به همراه داشته باشد و حتی به استحالۀ دینی از طریق بیاعتمادی مردم به دولت دینی منجر شود.