شلنبرگ، هیک و سوئین‌برن در مواجهۀ با مسئلۀ خفای الهی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری کلام، دانشگاه آزاد اسلامی؛ واحد اصفهان (خوراسگان)؛ ایران

2 دانشیار گروه فلسفۀ دین، دانشگاه تهران؛ ایران

doi
10.22059/jpht.2017.214862.1005391
چکیده

 خفای الهی مسئله‌ای است که یکی از براهین مهم کنونی به نفع الحاد به‌شمار می‌رود. ما در این مقاله سعی داریم دیدگاه‌های این سه فیلسوف دین معاصر، جان شلنبرگ، جان هیک و ریچارد سوئین‌برن را در مورد خفای الهی بررسی کنیم. جان شلنبرگ خفای الهی را در تضاد با عشق الهی می‌داند و معتقد است که لازمۀ عشق الهی این است که خداوند مدرک کافی برای وجودش را در اختیار انسان‌های مستعدی قرار دهد که قصوری در این زمینه ندارند. در دسترس بودن چنین مدرکی به‌منزلۀ پنهان نبودن خداوند خواهد بود. اما از دیدگاه شلنبرگ خداوند چنین نکرده است، بنابراین اساساً خدایی وجود ندارد. از دیدگاه هیک برای حفظ اختیار شناختی و اخلاقی ما ضروری خواهد بود که خداوند پنهان باشد. ریچارد سوئین‌برن معتقد است که پنهان بودن خداوند سبب می‌شود که ما بتوانیم سرنوشتمان را خودمان انتخاب کنیم. بنابراین از نظر وی خفای الهی برای تحقق انتخاب اصیل سرنوشت برای ما ضروری است. نتایجی که از بررسی‌های این مقاله به‌دست می‌آید، این است که خفای الهی الحاد را توجیه نمی‌کند. در عین حال دلایل هیک و سوئین‌برن در توجیه خفای الهی بر مبنای اختیار نیز اثبات نمی‌کنند که عدم تحقق خفای الهی با اختیار انسان‌ها منافات دارد.