«فرم» رمان و ساخت اجتماعیِ آگاهی تأملی لوکاچی در کریستین و کید گلشیری
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی. گروه مطالعات ادبی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سازمان سمت)، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکتری علوم اجتماعی (گرایش مسایل اجتماعی ایران) از دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22124/naqd.2022.21838.2346چکیده
در مقاله حاضر همعرضیِ فرم رمان کریستین و کید از هوشنگ گلشیری، با ساخت اجتماعیِ سازنده آگاهی در دوران آن بررسی میشود. رمان، در نگاه نخست، اثری شخصی و شدیداً فرمالیستی و صناعتمند به نظر میآید و انگار باب هرگونه تحلیل جامعهشناختی به روی آن بستهاست؛ اما این مقاله، در جهتی وارونه، در پی آن است تا خصلت ذاتاً اجتماعیِ فرم این رمان را نشان دهد. این مقاله هم وفاداری به روششناسی لوکاچ است، هم تلاشی است برای حرکتدادن اندیشه او به جانب رمان مدرنیستی. در اینجا سخنی از «محتوای اثر ادبی» و «محتوای اجتماعی» به میان نمیآید و تمام بحث مبتنی بر «فرم» است. بخش نظری، صورتبندی تاریخی اندیشه لوکاچ بر مبنای پنج اثر اصلی او در باب جامعهشناسیِ ادبیات است. در طرح این بحثِ نظری و تاریخی، تلاش بر آن بودهاست تا نسبتی «درونی» با آنچه در بخش نقد رمان آمدهاست برقرار باشد؛ در ادامه، ساختِ اجتماعی در زمانه نگارش رمان کریستین و کید بر مبنای مسئله «مواجهه با غرب» صورتبندی شدهاست؛ در رویارویی با این مسئله، سه گروه اجتماعی از هم تفکیک گردیدهاست: دو گروه غربگرا و غربستیز که با رویکردی «ذاتگرایانه» به مسئله نگریستهاند؛ و گروه سوم که کوشیدهاست از این دوگانهسازی رها شود و خصلت «پیشامدی» مسئله را پیش چشم بدارد. تبیینِ چگونگیِ پیوند فرم این رمان با ساختِ آگاهی گروه سوم، هدف این مقاله بوده و این نتیجه حاصل شدهاست: کلیت فرم، برآمده از ترکیبِ مؤلفههای «فرایند شناخت، اکنونیت، تکّه تکّگی، وجه انشایی، تعلیق، و دیالکتیک جذب/دفع» است؛ و این فرم، همعرض با ساخت اصلی آگاهی در گروه سوم است که این مسئله را «گشوده»، «اکنونی»، «متکثر»، «موضوع شناخت» و «در فرایند» میدانستند.