بحران رشد شخصیت در «درخت گلابی» نوشته گلی ترقی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.22124/naqd.2022.20832.2284چکیده
گلی ترقی در داستان «درخت گلابی» از مجموعه جایی دیگر (1379)، روایتی اولشخص از زبان یک نویسنده و استاد دانشگاه را ارائه میکند که در آن تقلاهای او برای عبور از رکود علمی و همچنین مواجهه با گذشته و مرور دستاوردها و ازدسترفتهها به تصویر کشیده میشود. در پسزمینه این تقلاها، باغ دماوند و درخت گلابی وجود دارند که به شکل نمادین، تضاد شکوفایی و ایستاییِ درون راوی-شخصیت را نشان میدهند. مقاله پیشرو روایت شخصیتِ محوری داستان را با مبانی نظریه روانی-اجتماعی اریک اریکسون مورد خوانش قرار میدهد تا بحران رشد شخصیت موجود در آن را تحلیل کند. اهمیت این بررسی در تبیین ریشه انگیزهها و احساسات راوی-شخصیت و درک هرچه بهتر درهمتنیدگی دغدغههای اجتماعی و روانی در گذر از بحرانهای شخصیتی اوست. از آنجاکه راوی در نزدیکی شصتسالگی است، محدودهای که میتوان آن را اواخر میانسالی و آغاز دوره پس از آن دانست، مراحل هفتم و هشتم رشد اریکسون که مشخصه آنها عبور از دوگانههای «زایندگی دربرابر رکود» و «یکپارچگی نفس دربرابر ناامیدی» بهمنظور کسب فضائل اخلاقی «مراقبت» و «خرد» است، در تحلیل شخصیت او مورد استفاده قرار میگیرند. این پژوهش نتیجه میگیرد درحالیکه راوی-شخصیت در عبور از مرحله هفتم و کسب فضیلت مراقبت موفق است، در جدال برای کسب یکپارچگی نفس و خرد، تاحدی ناموفق است، اگرچه در پایان داستان تلاشهای او برای کسب آنها مشهود است.