شناخت عوامل موثر در عدم توسعه بازآفرینی کالبدی با تاکید بر مدیریت شهری در قلمرو کوچ نشینان زاهدان

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.

3 استادیار، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.

doi
10.22034/jsnap.2024.443924.1090
چکیده

مقدمه: امروزه تمامی نهادها و سازمان­ها که در اداره امور شهرها در قلمرو کوچ­نشینان مساعی دارند و در این راه وظایفی به عهده آنها گذاشته شده است، در امور سکونتگاه‏های غیررسمی نیز درگیر می­باشند و در این رابطه یک سری سیاست‎گذاری­ها و قوانین و مقررات همچون بازآفرینی سعی در بهبود وضعیت این سکونتگاه­ها دارند.هدف پژوهش: هدف این تحقیق، شناخت عوامل موثر در عدم توسعه بازآفرینی کالبدی با تاکید بر مدیریت شهری در قلمرو کوچ­نشینان زاهدان انجام شده است.روش­ شناسی پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف، جزء پژوهش‎های کاربردی و حسب روش و ماهیت تلفیقی از روش­های (کمی و کیفی) و دارای ماهیتی تحلیلی-توصیفی می­باشد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش­های (گراندد تئوری و DEMATEL) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل مدیران و متخصصان می‎باشد که بر اساس نمونه­گیری هدفمند، 26 نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش: این پژوهش در قلمرو کوچ‌نشینان زاهدان، مورد بررسی قرار گرفته است.یافته­ ها و بحث: جهت شناسایی عوامل موثر در عدم توسعه بازآفرینی کالبدی با تاکید بر مدیریت شهری در قلمرو کوچ­نشینان زاهدان، با استفاده از روش تئوری زمینه­ای در سه حوزه: شرایط علی، 4 مقوله (عدم آگاهی و دانش ساکنین از توسعه کالبدی با تاکید بر بازآفرینی، عدم اعتماد و مشارکت بین مردم و مسئولین، ناپایداری بودجه بازآفرینی و وضعیت نامطلوب اقتصادی ساکنین)، شرایط زمینه­ای، 4 مقوله (توسعه خودجوش سکونتگاه­های غیررسمی بدون توجه به سند آمایش، عوامل قانونی و حقوقی، رویکرد توسعه متمرکز در طرح‎های بازآفرینی، عدم برنامه­ریزی جامع در طرح­های بازآفرینی) و شرایط مداخله­گر، 5 مقوله (نبود انسجام و همکاری لازم بین سازمان­ها در حین اجرای پروژه، بکارگیری نیروهای غیرمتخصص و کارشناس در زمینه بازآفرینی، حکمروایی نامطلوب شهری، عدم نظارت و کنترل بر ساخت و سازهای غیراصولی، عدم تقسیم مسئولیت­ها در بین سازمان­ها)، شناسایی شدند. همچنین نتایج مدل دیمتل مشخص کرد که در شرایط علی، مقوله عدم اعتماد و مشارکت بین مردم و مسئولین، در شرایط زمینه­ای مقوله، رویکرد توسعه متمرکز در طرح­های بازآفرینی و در نهایت شرایط مداخله­گر مقوله نبود انسجام و همکاری لازم بین سازمان­ها در حین اجرای پروژه، بیشترین تاثیرگذاری را عدم توسعه بازآفرینی کالبدی داشته­اند.نتایج: نتایج کلی نشان داد، اجرای درست بازآفرینی کالبدی در منطقه مورد مطالعه، نیازمند داشتن یک مدیریت منسجم و سیستماتیک است که به نظر می­رسد، سیستم‎های مدیریتی در این زمینه ناکارآمد هستند، از این رو ضرورت توجه و تاکید بر مشارکت مردمی، توسعه متمرکز در طرح­های بازآفرینی و انسجام و همکاری لازم بین سازمان­ها مربوطه به خوبی قابل درک است.