«تئوری» و «داستان» به‌مثابه دو فرم زبانی بنیادین برای تاریخ‌نویسی؛ نگاهی پدیدارشناسانه-اگزیستانسیالیستی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22124/naqd.2022.20932.2291
چکیده

فرم زبان یا چگونگی سخن گفتن ما در باب جهان (گذشته) امری خنثی و بی‌اهمیت نیست. نقد فرمالیستی، از نوعی که در نوشتار حاضر رخ می‌دهد، نشان خواهد داد که این فرم انتخابی ما، یا غالباً تحمیل‌شده بر ما -فراتر از موضوعات و غایت و روش و رویکرد تحقیق تاریخی- تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است. در اثر حاضر، دو فرم بنیادین برای گفتن از مقطعی در گذشته انسانی معرفی می‌شود: فرم تئوریک و فرم داستانی. این مطالعه فرمالیستی فاشیسمِ همواره زورآور زبان را به رسمیت شناخته و تا حد نهایت جدی می‌گیرد؛ با وجود این، می‌کوشد تا به فرم متناسب با مطالعه تاریخی دست یابد، یعنی آن فرم زبانی را که قادر باشد راهی برای گریز از میل مفرط و ذاتی ذهن و زبان آدمی برای ازآن‌خودسازی دیگری و کشتن او بیابد. با بهره‌گیری از آراءِ اندیشمندان پدیدارشناس و اگزیستانسیالیست، می‌توان فرمی داستانی را که قادر به گفتن از تجربه حسّی و ازلی انسان، در-جهان-بودگی او، و مقاوم در برابر میل ما به از آن خودسازی انسان زیسته در گذشته باشد معرفی کرد.