مقایسۀ تحلیلیِ تفسیر کانت از ایوب (ع) و کییرکگارد از ابراهیم (ع)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.22059/jpht.2018.246476.1005525چکیده
کانت، دین را بر ستون اخلاق استوار میکند و در رسالۀ «شکست کل تلاشهای فلسفی در خصوص مسئلۀ عدل الهی»، ضمن ارائۀ تفسیر اخلاقی از شخصیت ایوب (ع)، وی را نمایندۀ «تئودیسۀ اصیل» میخواند. اما نزد کییرکگارد، ایمان، سنتزی است از تز (طلب) و آنتیتز (ترک). این فرآیند را در «ترس و لرز»، در ماجرای قربانی کردن اسماعیل (ع) میتوان ادراک کرد. کییرکگارد معتقد است که ایمان، بازداشتِ اخلاق است. یعنی تسلیم در برابر امر محال که عقل از پذیرش آن سر باز میزند، اما ایمان، امر محال را ممکن میپندارد. اگر عقل به پارادوکس مطلق، نه میگوید و اگر اخلاق آن را مذمت میکند، باز هم با اتکای به ایمان است که ابراهیم (ع) میتواند جان پسر خود را بگیرد. در نوشتار حاضر بر آنیم تا با محوریتِ نسبت دین و اخلاق، نقاط واگرا و همگرای این دو متفکر در پرداختن به ایوب (ع) و ابراهیم (ع) را واکاوی کنیم.