باورهای کلامی و علوم انسانی (جایگاه و چگونگی تأثیر)
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2018.238678.1005486چکیده
بیشک آگاهی جامع از کاستیهای کلام موجود، پاسخ دقیق به امکان اسلامیسازی علوم و مبرهن به امکان پیرایش علوم از پیشفرضها، با نگاهی کلان به جایگاههای تأثیر و تأثر و از آن طریق اصطیاد چگونگی تأثیر باورهای کلامی بر علوم انسانی میسر است. نوشتار حاضر، ضمن پذیرش فیالجمله نه بالجمله ابتنای علوم انسانی و امهات مسائل این علوم بر گزارههای کلامی، با استفاده از روش تاریخی و تحلیل عقلی، هدف مذکور را در طرحی جامع دنبال میکند. بر اساس این طرح، الف) علم یا فعالیت علمی بهعنوان متعلق تأثیر گاهی بهصورت مستقیم و زمانی دیگر بهصورت غیرمستقیم از باورها اثر میپذیرند؛ ب) در تأثیر غیرمستقیم، باورهای کلامی در مرحلۀ اول بر عوامل معرفتی (عوامل فلسفی و علمی) یا غیرمعرفتی (ویژگیهای شخصیتی دانشمندان، فرهنگ، محیط و جامعۀ آماری و...) تأثیرگذار بر علم یا فعالیت علمی تأثیر میکنند و آنگاه بر علوم انسانی؛ ج) تأثیرگذاری بر فعالیت و فرایند تولید علم و پژوهش به دو صورت خرد و کلان تصورشدنی است؛ زیرا علم را میتوان ناظر به مسئلۀ پژوهشی و کلیت معرفت، تصور و مراحل تولید آن دو را بررسی کرد؛ د) همچنین در صورتیکه مراد از علم معنای دیسیپلین باشد، مؤلفههای علم مانند موضوع، روش، غایت و... از باورهای کلامی اثر میپذیرند.