چیستی معنویت و سیر معناپذیری آن در غرب

نویسندگان

1 استادیار، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2018.226973.1005442
چکیده

 «معنویت» در روزگار نخست، به سنت‌های دینی منحصر بود. اما امروزه نه‌تنها در همۀ سنت‌های دینی و غیردینی به‌کار رفته، بلکه در برخی آیین‌ها، جوهرۀ اصلی خود را در تقابل با دین تحصیل کرده است. بحث از معنویت در غرب، از دوران کهن به‌طور پراکنده در آثار فکری و هنری  مطرح شد و در همۀ اَشکال آن یک فرآیند ارتباطی با عالم معنی و موجود متعالی مشاهده می‌شود که به‌تدریج قطب انسانی را متحول و او را به عالم غیرمادی نزدیک می‌کند. در این مقاله درصددیم تا به روش توصیفی ـ تحلیلی ضمن تبیین سیر معناپذیری معنویت در غرب، به این سؤال پاسخ دهیم که چه تفاوت‌هایی بین معنویت مدرن غربی با معنویت دینی وجود دارد؟ و در جهت پاسخگویی به این سؤال به مفهوم‌شناسی اصطلاح معنویت از نگاه دانشمندان اسلامی و محققان غربی اشاره می‌کنیم و با ذکر سیر معناپذیری آن در غرب به تبیین فلسفی مفهوم معنویت می‌پردازیم و ابعاد و حیثیات هریک را شرح می‌دهیم و به این نتیجه رسیده‌ایم که معنویت با همۀ مقوّمات و پیش‌فرض‌هایش جدا از زندگی در این دنیا نیست و میان معنویت مدرن با معنویت دینی دو اختلاف اساسی هست: یکی در روش، و دیگری در منشأو بیشتر اشکال معنویت مدرن از مفاهیم ماهوی شهودی هستند.