عشق؛ یک مفهوم و سه درک استعاری (بررسی و تحلیل نظام استعارههای مفهومی در سوانحالعشاق)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، ایران.
doi
10.22124/naqd.2021.17158.2055چکیده
بررسی استعارههایمفهومی هر متن به دلیل خاستگاه شناختی استعارهها، فهمی تازه از شیوۀ ادراک هر نویسنده به دست میدهد؛ درنتیجه بررسی پیوند و ساختار برآمده از استعارههای مفهومی هر متن، راهی به فهم دقیقتر متن، شرح بهتر آن، تحلیل ساختار معنایی و جهانبینی نویسندۀ آن است؛ بنابراین در مقالۀ حاضر میکوشیم به سه سؤال مهم پاسخ دهیم: مهمترین استعارههای مفهومی سوانحالعشاق کداماند؟ این استعارهها چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ ساختار برآمده از این استعارهها چگونه است؟ برای یافتن پاسخ، به شیوۀ استقرایی، استعارههای مفهومی هر فصل را بهطورجداگانه بررسی و براساس دو معیار «پرتکراربودن» و «جایگاه در ساختار استعارهها»، مهمترین استعارههای متن را مشخص کردیم. بررسیها، گویای این است که «پیوند» مهمترین مفهوم متن است که با عشق درک میشود. سپس «عشق» با حوزههای مفهومی «مرغ»، «آینه»، «گیاه»، «اشتقاق»، «خورشید»، «پادشاه» و «ویرانی» درک میشود. از میان اینها ویرانی نقش ویژهای دارد؛ زیرا این مفهوم برای درک غایت عشق، «فنا»، نیز بهکار میرود. همچنین در جایگاه کلاناستعاره با حوزههای مفهومی «سکر»، «آتش»، «جنگ» و «خورندگی» نمود مییابد. درنهایت مهمترین استعارههای مفهومی متن عبارتاند از: «پیوند عشق است»، «عشق آینه است»، «عشق ویرانی است».