نقش نگرش دیالکتیکی در پیدایش گونههای شخصیتی تازه در رمان فارسی (با رویکرد به رمان همنوایی شبانۀ ارکستر چوبها)
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
doi
10.22124/naqd.2021.14837.1868چکیده
فرد انسان پدیدهای کلی است و جهان فراگیری از واقعیات اقتصادی، اجتماعی و جز آن او را احاطه کردهاست. او از این جهان تأثیری همهجانبه میپذیرد و به سهم خود بر آن اثر میگذارد. این تأثیر متقابل همان رابطۀ دیالکتیکی است. یکی از جنبههای نگرش دیالکتیکی در عرصۀ هنر و اندیشه، نقش مسلّط پایگاه اقتصادی و اجتماعی در تکوین آثار عظیم هنری و ادبی است. وابستگی آثار بزرگ هنری و ادبی به زیربناهای اقتصادی و اجتماعی، واقعیتی انکارناپذیر است، هرچند این وابستگی بسیار پیچیده، غیرمستقیم و بامیانجی است و از استقلال نسبی اثر ادبی نمیکاهد. بر مبنای نگرش دیالکتیکی، هر مرحله از تاریخ اجتماعی با یک صورت بزرگ ادبی همراه است، رمان نیز صورت ادبی در عصر سرمایهداری است و با قهرمان مسألهدار یا پروبلماتیک توصیف میشود. این مقاله قصد پذیرش یا رد دیدگاه دیالکتیکی در ادبیات را ندارد و هدفش بررسی نقش رابطۀ دیالکتیکی در پیدایش تیپهای تازه در عرصۀ ادبیات است، حضور قهرمان پروبلماتیک در یک ارتباط طولی به خلق تیپ داغخورده و تیپ دارای احساس کهتری میانجامد، یا به عبارتی میتوان گفت خاستگاه تیپ داغخورده و تیپ اسیر احساس کهتری در رمان معاصر، قهرمان پروبلماتیک است.