ظهور سوژۀ سیاسی و پدیدارشدن زیباییشناسی زندان با تأکید بر شعر شاملو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد قائمشهر، ایران.
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر، ایران.
doi
10.22124/naqd.2021.19357.2198چکیده
حبسیه گونهای از شعر است که شاعر آن را در زندان میسراید و تجربۀ خود را از محصوریت و شکنجه تبدیل به تجربههای هنری میکند؛ اما نوع بازنمایی زندان در شعر حبسیهسرایان پیشامدرن و مدرن یکی نیست. شاعر حبسیهسرای پیشامدرن بیشتر تقدیرگرا است و وضعیت موجود را یک وضعیت تقدیرشده میداند. بنابراین عاملیّت خود را در توصیف همین وضعیتها خلاصه میکند. اگرچه حبسیه از هر نوعی که باشد، جزو ادبیات اعتراضی است، اما تنها در شعر معاصر است که حبسیه با انسان سیاسی همراه میشود. مفهوم زندان در شعر معاصر با دلالتهای گفتمانی و گسستهای گفتمانی به شکلی دیگرگونه آشکار شده است. چنانکه با شکلگیری دولت ملی و تولد زندان در جهان مدرن، مفهوم زندان از امری دینی و فردی تبدیل به امر سیاسی میشود. تاریخ تحول نهاد زندان در دولت مدرن با گفتمانسازی مفهوم زندان در شعر معاصر ارتباط دارد. مهمترین فرض پژوهشی این مقاله این است که پدیدار شدن تاریخی سوژۀ سیاسی سبب پدیدار شدن زیباییشناسی زندان شدهاست. بنابراین این مقاله با رویکرد تبارشناختی دو مسئله را دنبال کردهاست: ارتباط تاریخی تحولات نهاد زندان در ایران عصر مدرن و بازنمایی تصورات و استعارههای زندان در شعر شاملو بهعنوان نمونهای از شاعران مخالفخوان. هرچقدر نهاد زندان در دولتهای مدرن گستردهتر و پیچیدهتر گشته، استعارات زندان از حبسیهسرایی در ادبیات اعتراضی سرریز شدهاست. در شعر شاملو ادبیات اعتراضی با سوژگی شاعر ارتباط دارد. او مفاهیم زندان را محدود به حبسیه نمیکند؛ بلکه استعارات زندان را با سمبولیسم اجتماعیییوند میزند. بهعبارتدیگر در شعر شاملو مفهوم آزادی به شکل پیچیدهای استعارات زندان را در شعرهای غیر حبسیه هم گسترش دادهاست.