همسویی دین و فلسفه در شناخت خداوند و دیرینگی عالم؛ با تکیه بر آرای فارابی و ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشیار؛ دانشگاه مفید، قم، ایران

2 کارشناسی ارشد فلسفه؛ دانشگاه مفید، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2018.228775.1005454
چکیده

از دیرباز چگونگی رابطۀ «دین و فلسفه» از جمله دغدغه‌های فکری عالمان دین و فیلسوفان بوده و هست. از میان فیلسوفان مشاء، ابونصر فارابی و ابن‌سینا تلاش گسترده‌ای کرده‌اند تا این دو را با هم همساز و هماهنگ نشان دهند. در این مقاله تلاش می‌کنیم در دو مسئلۀ مهم و به ظاهر مورد اختلافِ فلسفه و دین، یعنی «خداوند و خالقیت او» و «دیرینگی عالَم»، با استناد به کلمات «حکمای مشاء» همسویی دین و فلسفه را نشان دهیم. اساس تحقیق در این نوشتار، بیشتر کلمات فیلسوفان مشائی به‌ویژه فارابی، ابن‌سینا و ارسطو است که با آموزه‌های دینی مقایسه شده‌اند. برای تحقق اهداف این نوشتار ابتدا دیدگاه‌های ارسطو به عنوان مؤسس فلسفۀ مشاء در دو موضوع مورد بحث مقاله، ذکر و بررسی شده است. سپس نظریات فارابی و ابن‌سینا به‌عنوان شاخص‌ترین فیلسوفان مسلمان مشائی با آموزه‌های برخی از آیات قرآن به‌عنوان متقن‌ترین منبع اسلام مقایسه شده است. در نهایت و پس از بررسی این دیدگاه‌ها به این نتیجه خواهیم رسید که در این موضوعات، اختلاف مبنایی بین «آموزه‌های دین» به‌ویژه «دین اسلام» با آموزه‌های فلسفه وجود ندارد.