آینده‌نگری «زیست-کارِ» زمین-جامعه‌شناسان گیاهی و دام‌پروران متقدم (مطالعه موردی: زیست عشایری در سند ملی آمایش سرزمین)

نویسندگان

1 استادیار، پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/jsnap.2023.411842.1067
چکیده

هدف پژوهش: آینده­نگری زیست عشایری در سند ملی آمایش سرزمین، هدف این مقاله است. روش ­شناسی تحقیق: روش جمع­آوری اطلاعات، کتابخانه­ای و روش تحلیل نیز توصیفی-تحلیلی-انتقادی است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: در محدوده سرزمینی فلات ایران و از نظر مقیاس، ملی می­باشد. یافته­ ها و بحث: سرزمین­شناسی و آمایش سرزمین نیازمند پیوندشناسی حوزه­های طبیعی و انسانی و به تعبیری، پیکره­شناسی سرزمین مبتنی بر همبست در مرزهای زیستی و سیاره­ای با تاکید بر مقیاس­های ملی و منطقه­ای و محلی و اندرکنش آن­ها است. با توجه به تغییر سریع زیست عشایری انتظار می­رود چگونگی تغییرات این شیوه کاربری و بهره­وری زمین و منابع طبیعی در سند ملی آمایش سرزمین مورد توجه و پرسش باشد. زیست عشایری در این سند به­صورت سرفصلی مستقل و جداگانه، غیر پیوندی و بدون تحلیل همبستی(مانند«زمین-گیاه» و «آب و انرژی») در ماده 4 (ارتقاء پویایی نظام کوچ، حفظ و تقویت میراث معنوی و زیست جامعه عشایری) در نظر گرفته شده است. نتایج: روندشناسی تغییرات زیست-کار عشایری در سند ملی آمایش سرزمین بر پایه تغییرات بیوفیزیکی-اجتماعی سرزمین و آینده­نگری آن انجام نشده است. اکنون که سند ملی آمایش سرزمین به تصویب رسیده است، آن­چه امکان­پذیر می­باشد آینده­نگریِ تغییرات زیست عشایری متناسب با روندشناسی تغییرات بیوفیزیکی-اجتماعی در «بازنگری سند» است. از این­رو، اتخاذ رویکرد پیوندی و همبستی با ملاحظه وسعت سرزمینی و ضرورت حفاظت پویا از مجتمع­های زیستی عشایری در پیوند با دیگر الگوهای زیست جمعی در ایران­زمین پیشنهاد می­شود.

کلیدواژه‌ها