تأویل و نقد ماهیت آن در مثنوی معنوی با تکیه بر آرای پل ریکور

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22124/naqd.2022.15886.1954
چکیده

هدف پژوهش حاضر، نقد ماهیت تأویلی مثنوی معنوی به‌عنوان وجهی تقدیری و پویا در ادبیات است. برای جهت­دهی و اعتباربخشی به این هدف، رویکردهای تأویل مولوی را براساس فلسفة اندیشگانی و پدیدارشناسی تأملی پل ریکور مشخص کردهT نشان­داده­ایم که تأمل و فکرت در تأویل چگونه سبب شده­ مثنوی در ردیف پرنفوذترین متن­های نوشتاری باشد و واجد سه خصیصة توضیح، فهم و کاربست شود. نگارندگان مقالة حاضر برآنند برای تفسیر هر متنی، لازم است فرایند شکل­گیری متن و رابطة آن با سخنوری، دیالکتیک و کاربردزدایی بررسی شود. ازاین­رو، با بررسی انگاره­های تأویل در مثنوی معنوی نشان­داده­اند که این اثر، توصیف فربهی از فهم است و فهم، زبان آن را غنی، دلالت­گرایانه، پویا و خودآیین ساخته‌است؛ ازاین­رو، مثنوی معنوی در مقام یک اثر کلاسیک5 و تأملی در سویة متن،­ حاوی دیسکورس و موکول به تأویل و در خوانش، تمامیتی کنش­دار و دیالکتیک­مند است که به خواننده فرصت فهم و بازپیکربندی معنا را می­دهد.