نظریۀ «نوشتار زنانۀ» اِلِن سیکسو، از توهم تا واقعیت: آسیبشناسی دریافت نوشتار زنانه در برخی پژوهشهای نظریِ فارسی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اراک، ایران.
doi
10.22124/naqd.2021.17960.2109چکیده
با اوجگرفتن جنبشهای فمینیستی در نیمۀ دوم سدۀ بیستم، بسیاری از نظریهپردازان ادبیات به بررسی امکان و چگونگی زنانهنویسی پرداختند. یکی از آنان اِلِن سیکسو، متفکر فرانسوی، است که با طرحکردن نظریۀ «نوشتار زنانه» در جستار کلاسیک «خندۀ مدوسا» بحثهای فراوانی در محافل فرهنگی غربی برانگیخت. در ایران نیز پژوهشگران بسیاری به موضوع نوشتار زنانه پرداخته و آن را از منظر ادبی و اخلاقی-اجتماعی واکاویدهاند. بااینحال، به دلایلی، ازجمله نبود ترجمۀ کاملی از مقالۀ «خندۀ مدوسا»، در پژوهشهای فارسی گاه خوانشهایی مغالطهآمیز، ایدئولوژیک، و نادقیق از نظریۀ سیکسو عرضه شدهاست. هدف جستار حاضر بررسی نقادانۀ یکی از پژوهشهای فارسیِ پرخواننده در این زمینه، آسیبشناسیِ کلیشههای مطرحشده دربارۀ نظریۀ نوشتار زنانه در آنگونه پژوهشها، و ابهامزدایی از این نظریه در چارچوب فمینیسمِ پساساختارنگر و با استناد به جستار خود سیکسو است. پرسش پژوهش حاضر این است که نظریۀ نوشتار زنانه در پژوهشهای نظریِ فارسی چگونه دریافت شده و آن دریافتها تا چه اندازه دقیق و مستند بودهاند. در پاسخ به این پرسش، ابتدا درونمایههای اصلی جستار «خندۀ مدوسا» بهاختصار شرح داده میشوند؛ سپس پژوهشهای نظری فارسی با توجه به درونمایههای برشمرده بررسی و نقد میشوند. مقالۀ حاضر نشان میدهد که برخلاف تصورهای رایج در بعضی پژوهشهای فارسی، نوشتار زنانه نه منحصر به آثار نویسندگان مؤنث است و نه اساساً نافی ارزشهای اخلاقی و نهادهای اجتماعی مانند ازدواج، باردارشدن، و مادربودن.