تحلیل مبانی معرفتی نسبیگرایی در اخلاق سکولار
نویسندگان
1 استادیار؛ پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2018.230825.1005463چکیده
نظر به اینکه نسبیگرایی اخلاقی ریشه در نسبیت معرفت دارد، پرداختن به مبانی معرفتی آن ضرورت دارد. در این نوشتار سه مبنای عقلگرایی، فردگرایی و تقلیلگرایی بررسی خواهد شد. از آنجا که نسبیگرایی شاید در سطح اخلاق دینی نیز مطرح شود، با قید اخلاق سکولار امکان اول از بحث خارج میشود. از میان مبانی نسبیگرایی، عقلگرایی حداقلی بر آن است که محرک اخلاقی انسان عقل نیست، بلکه احساس است. عقل صرفاً ابزاری محاسبهگر و در خدمت میل خواهد بود، در این مبنا، با کمرنگ شدن عقلانیت، اعتبار تمامی دیدگاههای اخلاقی از بین میرود. بر اساس فردگرایی همۀ انسانها به نحو برابر و آزادانه حق زندگی و تعیین ارزشهای اخلاقی خود را دارند. در این مبنا «دیگری» در حاشیه قرار میگیرد. عدم آگاهی از تمامی امیال فردی و نبود راهکار به هنگام بروز تعارض از نقصهای این مبناست. تقلیلگرایی بهعنوان مبنای دیگر، با نفی خیر اعلی یا حقیقت اخلاقی، نگاه تکبعدی به انسان دارد و اخلاق را به امری ذهنی و در جهت رفع نیازهای زیستی انسان فرومیکاهد. این مبنا، با نادیده گرفتن جنبۀ روحانی انسان، حقیقت اخلاقی را توهم میداند، در حالیکه با تکبعدینگری هم اصالت تقلیلگرایی را بهعنوان یک دیدگاه معتبر زیر سؤال میبرد و هم با نفی ارزش برتر اخلاقی، ارزشهای فرعی و زیستی انسان را نیز از او میگیرد.