پیش‌فرض‌های معرفت‌شناختی علوم طبیعی نوین

نویسندگان

1 دکتری فلسفۀ دین؛ مؤسسۀ آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2017.215417.1005397
چکیده

رویکرد پوزیتیویستی در علوم طبیعی جدید اعتقاد دارد که روش علوم طبیعی منحصر به تجربه است. این رویکرد در طول سده‌های اخیر با پذیرش عام مواجه بود، به‌گونه‌ای که پیشرفتِ علوم طبیعی مدیون آن قلمداد شد. به چالش کشیده شدن این نگاه در نیمۀ دوم سدۀ بیستم؛ برخی فلاسفۀ علم و نیز دانشمندان علوم اجتماعی را واداشت با مطرح کردن نقش پیش‌فرض‌ها اعم از پیش‌فرض‌های هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی و نیز برخی عوامل جامعه‌شناختی و روان‌شناختی؛ انحصار روش علوم طبیعی را دستکم در برخی مراحل علم طبیعی بشکنند. در مقالۀ حاضر تلاش می‌کنیم ضمن تبیین برخی پیش‌فرض‌های معرفت‌شناختی علوم طبیعی جدید و مقایسۀ آن با پیش‌فرض‌هایی مطرح در علوم طبیعی ماقبل مدرن، نشان دهیم که با وجود برخی مبانی معرفت‌شناختی مشترک؛ میان علوم طبیعی جدید و قدیم، تفاوت‌های مبنایی وجود دارد که بر اساس آن نمی‌توان علوم جدید را تداوم طبیعیات قدیم دانست و الگوی جدید علوم طبیعی با رویکردی ماده‌گرایانه و یک‌بعدی، ضمن محروم کردن خود از دستیابی به برخی حقایق، علوم طبیعی را در جایگاه شایستۀ خود قرار نداده است.