صداهای خاموش در کشمکشهای گفتمانی سده هفتم از دید سعدی در گلستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران، ایران
2 دانشیار رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران، ایران
3 دانشیار رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران، ایران
doi
10.22124/naqd.2020.16633.1999چکیده
در پژوهش حاضر، با مبنا قرار دادن تاریخیتِ متون ادبی به نمایاندن طبقات برتران و فروتران و همچنین گفتمانهای جاری زمان و تعارض موجود میان آنها در شبکه قدرتِ قرن هفتم پرداخته شدهاست. رخ نمودنِ شکافهایی میان مفاهیم ناظمان و برهمزنندگان نظم، فرایندی است که از پسِ تغییر جریان قدرت برآمدهاست و پیروِ آن، مدلولهای جدیدی برای دالهای پیشین در متون شکل گرفته؛ چراکه گفتمانها با تغییر مرکز قدرت دچار دگرگونی و تعارض شدهاند. رویکرد مقاومتی متن در برابر برخی از گفتمانها و گروههای مقتدر، نشاندهنده وجود قدرتهای اصلی و همچنین گفتمانسازی نوینی در جامعه است. درعینحال، در کشمکشهای گفتمانی، مطابق با آرمان تاریخگرایی نو، نشان داده شده که چگونه لایههای فرودین یا اقلیت خاموششده جامعه در متون به صدا درمیآیند و با این چندصدایی از ابژهبودگی به جایگاه سوژگی برمینشینند و گاه خود از طریق همان ایدئولوژی که آنان را در طبقه رعیت جای داده، به تأدیب پیشوایان میایستند. جامعه آماری بر کتاب گلستان سعدی استوار است؛ درعینحال با توجه به رویکرد بینامتنی، به متون همزمان با آن نیز پرداخته شده؛ روش اتخاذشده در جستار نیز بر مبنای نظریه قدرت و مقاومت فوکو است.