پیرامتن عنوان در نظم و نثر فارسی از قرن پنجم تا نهم هجری
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2020.13600.1759چکیده
پیرامتنیت بهمثابه مفهومی بنیادین در مطالعات ساختارگرایانه ادبیات میتواند علاوه بر کشف دلالتمندی متن ادبی، دادههایی را درباب سازمانبندی اندیشگانی نویسنده و شاعر و فضای فرهنگی و اجتماعی زیسته در آن به دست دهد. از میان گونههای مختلف پیرامتنیت، «عنوان» در جایگاه شاخصترین پیرامتن از نظر گستردگی و تنوع کارکرد، ظرفیت بالایی برای تحلیل و واکاوی دارد. پژوهش حاضر با نگاهی به نگرههای ژنت درباب پیرامتن و به روش توصیفی تحلیلی، پیرامتن عنوان را در شناختهشدهترین متون منظوم و منثور سنت ادبی فارسی از قرن پنجم تا نهم هجری بازاندیشی کردهاست. پژوهش پیشرو در یک صورتبندی نسبی، عنوانهای مورد مطالعه را در پنج گروه ژانرمحور، شخصیتمحور، مؤلفمحور، شگردگرا و مستقیم طبقهبندی کردهاست. در این دستهبندی، عنوانهای شگردگرا دارای دو گونه مسجع و استعاریاند و عنوانهای استعاری نیز به دو گروه عنوانهای گفتمانگرا و فراگفتمانی صورتبندی میشوند. بهطورعام، عنوانهای استعاری در مقایسه با عنوانهای مسجع شبکه دلالتهای معنایی پیچیدهتری را ایجاد میکنند و بنابراین، تراکم و انباشت معنایی بیشتری نسبت به عنوانهای مسجع دارند. از منظری سبکشناختی، عنوانهای دوره نخست ساده و کوتاهاند اما در دوره سپسین سبکشناختی، عنوانها گسترده و دیریاب میشوند؛ اما، در پرتو توانایی مؤلف، دگرگشتهای ژانریک و محتوای متن، عنوانهایی ظهور مییابند که بهجای گسترش افقی، گسترش عمودی یافته، دلالتهای معنایی متکثری را القا میکنند. میل به جزئینگری بهجای کلیتگرایی، پیگرفتن گونهای نزاع اسطوره و تاریخ، فردیتنیافتن مؤلف بهمثابه هویتی کنشمند و تاریخزدایی از عنوان بخش دیگری از دستاوردهای برونتراویده از واکاوی عنوانهای آثار ادوار مورد مطالعه است.