کارناوال‌گرایی در دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی تهران، ایران.

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی تهران، ایران

doi
10.22124/naqd.2020.15444.1918
چکیده

میخاییل باختین در تبارشناسی نثر رمانگرا، که بستر چندصدایی، مقابله با ایده­آلیسم و تک­سویگی فرهنگ هر جامعه است، به پدیده و مفهوم «کارناوال» می­رسد. به زعم او رمان همچون کارناوال‎های اعصار گذشته، میدان همایندی صداهای فرادست و فرودست، ظهور همه گونه­های طردشده از آدمیان و زبان و ایده­ها، و تجلی دموکراسی و آزادی از انقیاد سلسله­مراتب­های برساخته است. او  با طرح مسأله کارناوال‌گرایی ظرفیت ضداقتدار و کنش انتقادی رمان را در ایجاد شبکه­ای از مقولات چندصدایی، رئالیسم گروتسک، زبان کوچه­وبازار، بیگانه­بودگی و تاج­گذاری و خلع ید می‎داند. شهرام رحیمیان در رمان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد، با طرح سوژه نامتعین و کرونوتوپ آستانه­ای و پیرنگ تقابلی، جهانی کارناوالی خلق کرده که بسیاری از گفتمان‎های غالب و هنجارهای برساخته را به چالش می­کشد. در این مقاله، ضمن معرفی اجمالی «کارناوال­گرایی» باختین، به بازخوانی رمان یادشده از این منظر پرداخته­ایم. نتایج به­دست­آمده از پژوهش به نگاه انتقادی اثر، به غلبه گفتمان تک‌سویه «تعهد» در تاریخ معاصر ایران، ایجاد خودآگاهی در خواننده نسبت به امکان سوژگی و توانایی­اش در فراروی از مرزهای سلطه، و برهم‎کنش فضای سیاسی جامعه و تفکر انتقادی گواهی می­دهند.