تحلیل خوشه ای کانون های جاذب گردشگری روستایی کوچ نشین (مورد مطالعه: بخش پاپی، سپید دشت لرستان)

نویسندگان

1 استادیار، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.

2 دانشیار، گروه جغرافیا، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

3 کارشناس ارشد، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

doi
10.22034/jsnap.2024.457032.1096
چکیده

مقدمه: مقصدهای گردشگری کوچ­نشین به عنوان بخش مهمی از نظام گردشگری و برآیندی از تحول و تطور پدیده­ای مکانی­ـ فضایی در پهنه­ی فضا محسوب می­شوند؛ که به واسطه تعادل در انتشار فضایی عوامل برانگیزاننده رشد و توسعه، شماری انبوه از جوامع میزبان مستقر در قلمرو جغرافیایی مقصد را نیز از تحولات و منافع توسعه گردشگری متأثر نموده و می­توانند در شکل­گیری تصویر مقصد نقشی با اهمیت ایفا نمایند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش تحلیل خوشه­ای کانون­های جاذب گردشگری روستایی کوچ­نشین بخش پاپی سپید دشت لرستان  است؛ که در نهایت الگوی بهینه سازمان فضایی مقاصد گردشگری روستایی این ناحیه طراحی گردید. روش‌شناسی تحقیق: روش پژوهش توصیفی‌ـ‌ تحلیلی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش را 315 نفر از روستاییان ساکن در 14 روستای منتخب منطقه (به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای) تشکیل می­دادند. برای گرد­آوری داده­ها از روش­های میدانی و پرسشنامه­ای استفاده شد که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد، که بیانگر مناسب بودن ابزار پژوهش بود. برای تحلیل داده­ها از تحلیل خوشه­ای، در محیط نرم­افزار SPSS20 و برای ترسیم نقشه­ها و الگوی سازمان فضایی مناسب گردشگری روستایی از نرم­افزار ArcGIS استفاده شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: مقاصد گردشگری در نواحی روستایی سپید دشت لرستان (بخش پاپی) که بطور عمده متکی بر اکوتوریسم بودند. یافته ­ها و بحث: یافته­ها نشان داد که ساماندهی فضایی با درجه یک (توسعه فضایی با درجه زیاد) مربوط به دهستان­های چم­سنگر و تنگ­هفت بود. ساماندهی فضایی با درجه 2 (توسعه فضایی با درجه متوسط) مربوط به دهستان­های بیشه و گریت بود و ساماندهی فضایی با درجه 3 (توسعه فضایی با درجه ضعیف) مربوط به دهستان کشور بود. نتایج: برای توسعه و ساماندهی فضایی گردشگری در بخش پاپی نیاز به یک انگاره (نگاه مداخله­گر عوامل) برای توسعه فضایی است، به عبارتی برای ساماندهی فضایی در این منطقه داشتن یک نگاه سیستمی و یکپارچه به کلیه منابع و عوامل در فضا (منابع انسانی و منابع طبیعی) ضروری می­نماید و نیازمند یک برنامه­ریزی منطقه­ای جامع است.